میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ستارخان

من می‌خواهم هفت دولت زیر پرچم ایران باشد، شما به من می‌گویید بروم زیر بیرق روس؟ امکان ندارد.

ستارخان سردار ملی ایران

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 10
بسیار بدبسیار خوب 

از میان 32 حرف الفبای فارسی برخی حروف تنها ویژه واژه های عربی است .

حرف (ث) : هر واژه ای که دارای  ث  است بی گمان عربی است و ریشه ی فارسی ندارد . جز (کیومرث: مرد دانا یا گاو مرد) ، ( تـَهمورث : دارنده ی سگ نر قوی ) و واژگان لاتین مانند بلوتوث یا نام هایی مانند ادوارد ثورندایک و ... که بسی آشکار است نام های لاتین هستند نه عربی یا فارسی.

حرف (ح): هر واژه ای که دارای حرف  ح  است بی گمان عربی است و ریشه ی فارسی ندارد.غیر از کلمه ی حوله که درست آن هوله است وبه گمان نزدیک به یقین ریشه ی ترکی دارد و به معنی (پُرزدار ) است .  عرب به هوله (حوله) می گوید : مِنشَفة در سعودی / خاولی یا خاولیة و بَشکیر در عراق / بِشکیر  یا فوطة در سوریه .واژه حول و حوش هم به گمان بسیار فارسی و درست آن هول و هوش است . کردهای فهلوی یا فَیلی هنوز به خانه می گویند هاوش که با house  در انگلیسی همانندی دارد.

حرف (ذ) : هرچند در فارسی کهن تلفظ این حرف مانند تلفظ عربی آن وجود داشته اما امروزه دیگر هیچ ایرانی ای ذال را ذال تلفظ نمی کند بلکه  زاء تلفظ می نماید .بیش از 95% واژه های دارای ذال ریشه ی عربی دارند مگر واژه هایی مانند گذر ، گذراندن ، گذشتن ، پذیرش ، پذیرفتن ، آذین، گنبذ (امروزه گنبد خوانده می شود.)ذانستن ( که امروزه دانستن تلفظ می شود. اما کردها ، لَکها و برخی دیگر از اقوام ایرانی  ذانستن را زانستن تلفظ می کنند. مانند تالشی ها که به (می دانم) می گویند ( زُنُـمzonom) و کردها می گویند ( اَزانِـم  یا  زانِـم یا مَزانِم یا دَزانِم )

حرف(ص): هر کلمه ای که  صاد دارد بی شک عربی است مگر عدد شصت و عدد صد که عمداً غلط نوشته شده اند تا با انگشت شست و سد روی رودخانه اشتباه نشوند.

صندلی نیز بی جهت با صاد نوشته شده و البته عربی شده ی چَندَل است. عرب به صندلی می گوید کُرسی ، مَقعَد و در گویش محلی عراق و سوریه اِسکَملی .

صابون هم در اصل واژه ای فارسی است و درست آن سابون است و این واژه از فارسی به بیشتر زبانهای جهان رفته مثلاً soap در انگلیسی همان سابون است . ما سابون را به صورت معرَّب صابون با صاد می نویسیم.اصفهان نیز معرّب یعنی عربی شده ی اَسپَدانـه یا سپاهان است.

حروف( ض/ظ /ع ):  بدون استثنا تنها ویژه واژه های دارای ریشه ی عربی است و در فارسی چنین مخارجی از حروف وجود ندارد .  به ویژه ضاد تا جایی که عرب ها به الناطقین بالضاد معروفند زیرا این مخرج ویژه عرب است نه دیگر مردمان نژاد سامی.

حرف(ط) : جنجالی ترین حرف در املای کلمات است . مخرج طاء تنها ویژه واژه های عربی است و در فارسی ط نداریم و واژه هایی که با  ط  نوشته می شوند یا عربی اند و یا اگر عربی نیستند غلط املایی هستند . مانند طهران ،طالش، اصطهبان ، طوس که خوشبختانه امروزه دیگر کسی تهران ،تالش ، استهبان و توس را دیگر نادرست نمی نویسد. اما بلیت واژه ای فرانسوی است . تایر tire واژه ای انگلیسی است . اتاق مغولی است . تپش فارسی است و دلیلی ندارد که آن ها را نادرست بنویسیم و امروزه دیگر این واژه ها را درست می نویسند مگر کسانی که با ریشه واژه ها آشنا نیستند.

حرف( ق ):  نیز در مرتبه دوم حروف جنجالی است . در فارسی قاف نداریم  غ  داریم . قاف ویژه واژه های عربی در 90 درصد موارد است واژه های  عربی دارای ریشه ی اغلب سه حرفی و دارای وزن و هم خانواده اند مانند: قاسم ، تقسیم ، مقسِّم ، انقسام ، قَسَم ، قسمت ، اقسام ، مقسوم ، قسّام ، منقسم و تشخیص واژه ی عربی الاصل دارای قاف کار ساده ای است . اما دیگر کلمات قاف دار یا ترکی اند و یا مغولی . مانند قره قروت: کشک سیاه / قره قویونلو : صاحبان گوسفند سیاه/ قره گوزلو: دارنده ی چشم سیاه / قزل آلا : ماهی طلایی

کلماتی مانند آقا ،قلدر ، قرمساق  نیز مغولی اند.  کلمه قوری نیز روسی است اصلاً قوری ،کتری ، سماور ، استکان همه واژه های روسی اند و اینها زمان قاجاریه و در دوره صدارت اعظمی امیر کبیر وارد ایران شدند . کلماتی مانند قند و قهرمان و قباد معرب  کند کهرمان و کَواذ هستند همان گونه که کرماشان یا کرمانشاه را عرب قرماسان یا قَرمسین تلفظ می کرده اما امروزه ما ایرانیان کرمانشاه یا کرماشان را قرماسان یا قرمسین تلفظ نمی کنیم  اما کواذ را قباد می گوییم و این تأثیر زبان عربی بر فارسی است.

حروف چهارگانه ( گ /چ/ پ / ژ ) : نیز در عربی فصیح یعنی نوشتاری وجود ندارد. و هر کلمه ای که دارای یکی از این چهار حرف است حتماً عربی نیست و به احتمال بسیار ریشه ی فارسی دارد . مانند منیژه ، مژگان ، ژاله ،پروین ، پرنده ، گیو، گودرز ،منوچهر ، پریچهر  و ... البته اغلب چنین است و موارد اندکی نیز امکان دارد از دیگر زبانها باشد مانند پینگ پونگ که چینی است . یا چاخان و خپل که مغولی اند . اشتباه نکنید چاخان ترکی نیست . مغولی است زیرا در ترکی به دروغ  می گویند  یالان .یا پارتی partyکلمه ای انگلیسی است و  آپارتمان واژه ای فرانسوی است.

شاید بپرسید پس سایر حروف مانند  الف ب ت ج د ر ز س ش ف ک ل م ن و ه ی  چگونه هستند ؟ پاسخ شما این است که اینها حروف مشترک در سراسر زبانهای جهان است . هرچند برخی اقوام بعضی حروف را ندارند و به گونه دیگر ادا می کنند . مانند حرف   ر  که در فرانسه   غ گفته می شود  و یا همین  ر   در چین  ل   خوانده می شود .

نوشته عادل اشکبوس با اندکی ویرایش
-----------------------------------------

درباره نگارنده نوشتار "عادل اشکبوس":
* کارشناس مسؤول گروه عربی دفتر تألیف کتابهای درسی
*پژوهشگر در زمینه ریشه یابی نامها و واژه ها
*استاد دانشگاه ، مدرّس ضمن خدمت فرهنگیان و دبیر نمونه کشوری در سال 1390
*نویسنده بیش از 50 کتاب و ده لوح فشرده آموزشی

  • بازدید: 3735
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 yas 04 آذر 1394 ساعت 21:49
خیلی ممنونم از تلاشی که بابت حفظ زبان پارسی انجام میدهید.بهتر است بگوییم آن را هم برای زبان مادری و میهنتان انجام میدهید.
باز هم ممنون.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #2 گرشاسب 22 دی 1394 ساعت 19:11
درود بر شما
بسیار زیبا و خوب بود از شما سپاس گزارم. چه خوب میشود گر زبان پارسی سره را مردم بکار بگیرند.
همچنین پرسشی داشته ام آن هم این است که ما برخی از واژگان پارسی که بکار میبریم برای اوستایی یا پهلوی و ... است
بکار بردن این واژه ها خوب است؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #3 سرپرست دیدگاه ها 22 دی 1394 ساعت 19:17
گفتاورد گرشاسب:
درود بر شما
بسیار زیبا و خوب بود از شما سپاس گزارم. چه خوب میشود گر زبان پارسی سره را مردم بکار بگیرند.
همچنین پرسشی داشته ام آن هم این است که ما برخی از واژگان پارسی که بکار میبریم برای اوستایی یا پهلوی و ... است
بکار بردن این واژه ها خوب است؟

درود بر شما "گرشاسب" گرامی
زبان پارسی ریشه در زبان های ایرانی "پهلوی" و "اوستایی" دارد و فرزند زبان های باستانی ایران است و واژگان آن ریشه دارند.

به کار بردن واژگان پهلوی و اوستایی با گویش نخستین آن در زبان امروز پارسی کمی دشوار است و می توانیم از ریخت دگرگون شده ی آن واژگان که در پارسی امروز کاربرد فراوان دارند بهره ببریم .
برای نمونه واژه ی "رَوِشن" یک واژه ی پهلوی است که در زبان پارسی به گونه ی "رَوِش" بکار برده می شود و اشکالی هم ندارد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست زبان و گویش ریشه یابی و شناسایی واژه های پارسی از عربی
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

برای انجام کارهای بزرگ باید آهسته و پیوسته کوشید و پشتکار داشت و از کندی و شتاب پرهیز کرد

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • تیره و نژاد لرها
    بابت مطااب قشنگتون و یه گلایه از نیاوردن اسم ((نهاوند)) که یکی از قدیمی ترین و پرقدمتترین مناطق لرنشینه، فیروزان یکی از سرداران غیور یزدگرد ساسانی بود که با لشگری به سمت اعراب حمله برد و اونو شکست داد حتی در زمان حمله اعراب این لرهای نهاوند بودن که با رستم فرخزاد متحد شدن و دوش به دوشش در سعده وقاص که به گویش نهاوندیا سیه القاص گفته میشه با سعد ابن وقاص جنگیدن اما متاسفانه در روز چهارم بدلیل طوفان شن و اضافه شدن قشون اعراب شکست خوردن و کمر رستم رو به خاک زدن، در گیان که به زبون ما گیو گفته میشه ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : ARYAN THE PARS
تبلیغات


Your SEO optimized title