میهن نما
میهن نما
گفتاورد

مردمان را عیب مکنید که هیچ کس بی عیب نیست.

بزرگمهر

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
زبان و گویش واژه های پارسی در انگلیسی
میانگین امتیار کاربران: / 24
بسیار بدبسیار خوب 

در زیر تعداد دیگری از واژه های انگلیسی که هم ریشه با زبان اوستایی و فارسی باستان هستند ذکر میشود. درسمت چپ واژه انگلیسی و در سمت راست واژه اوستایی معادل آن آمده است:

میانه، متوسطmedium : maidi) ) گاو(cow : gāw)  دانستن ( wit,witness : vid)


سوم (third : thrita ) دزدی کردن (thieve : tevi ) تشنه (thirsty : tershna )

پردیس (paradise : paradaesa) پهلو، کنار(para : para ) گاز گرفتن (gnaw : ghana )

سپس (then : athan ) آنجا (there : athra )

نگهبانی، پاسداری (patrol : pathra) رفتن (go : ga)  بالای ( on : ana )
مرگ و میر، مردار(mortāl : mereta)  آگاه ( wise : vista)
چراگاه (pasture : vāstrā) رویش، نمو(growth : urutha)
بد (bad : vat) ناو، کشتی بزرگ جنگی (nāvy : nāvya)
تب مالاریا (tap : tapa)  آبیاری کردن (irrigate : arikhti)
کشیدن (carry : karish) خزیدن (creep : khrap)
نشان، علامت ( mārk : mahrka) ایستادن ( stand : stāt) ایست کردن ( stay : sta)

رگ، پی ( sinew : sna) ابرو (brow,eyebrow : brvat) گوشه (corner : karana)
بها، ارزش (price : pereska) نیست ( not : navat) ترسناک، هولناک ( drāmātic : dramna)
جاسوسی کردن (spy : spas) لباس، جامه (vest : vastra) راست (ortho : ereta)
کالبد(corpse : kehrpa) نخستین (first : fraeshta) جوان ( young : yuvan) نه ( no : na)  
ناف (nāvel : nāf) پا ( foot,poda : pada) خوردن ( eat : ad )

بودن (be : bi,bu)  سرزمین (country : kant)  پر(full : puiri) مقدس (saint : spanta)
سگ آبی ( beaver : bavri) خرچنگ ((crab : kahrpu
نرم کردن، در زبان پهلوی سفتن (soft : sifat) آرزو کردن (wish : ish)


تبدیل حرف س هند و اروپایی به خ  در زبان اوستایی:


شیرین (sweet : khvaiti) خواندن  صدا کردن ( sound : khvand)
خواهر ( اوستایی : khvānghar ، سانسکریت : svāsar، انگلیسی باستان : seoser، انگلیسی کنونی :sister )

ستاره (star : akhtar ).


ریشه واژه زن در چند گویش کنونی و زبانهای اروپایی:


در فارسی: زن zan    در مازندرانی: زنا  zena    در گیلکی: زنای zenai    در کاشانی: جن  jen    
در لکی: ژن jhan      در طالشی: ژنی jheni      در کردی: ژنی jheni
در اوستایی: جنی jeni     در روسی: ژنی jheni    در لاتین: ژنی jheni

شاید برای فارسی زبانها شگفت آور باشد که زبان های اروپایی و از جمله انگلیسی خویشاوند زبان اوستایی یا فارسی کهن باشد اما اگر ما بدقت به واژه های زبانهای اروپایی شامل آلمانی ،انگلیسی ایتالیایی و فرانسوی توجه کنیم واژه های فراوانی در آن زبان ها  می یابیم که در زبان فارسی باستان و از جمله زبان اوستایی کاربرد داشته و بسیاری از آنها در زبان فارسی کنونی منسوخ شده و مصطلح نیستند.

به عنوان مثال واژه های پدر ،مادر ،برادر در زبانهای مختلف اروپایی و فارسی را ملاحظه میکنیم که شباهت به یکدیگر دارند:

فارسی(pedar) فرانسوی(pere ) ایتالیایی(padre) آلمانی(vater) انگلیسی(father)
اوستایی(patar, pitar) سانسکریت(pitar)

فارسی(madar) فرانسوی(mere) ایتالیایی(madre) آلمانی(mutter) انگلیسی(mother)
اوستایی(matar) سانسکریت(matar)

فارسی(baradar) فرانسوی (frere) ایتالیایی(fratello) آلمانی(bruder) انگلیسی(brother)
اوستایی(bratar) سانسکریت(bhratar)

از زبان نخستین آریاییان هیچ سند کتبی در دست نیست اما گروهی بر این باورند که زبان اولیه شبیه به سانسکریت هندوان بوده است. تفاوتهایی بین زبان اوستایی با سانسکریت دیده میشود.

برای مثال در زبان سانسکریت حرف ل وجود دارد اما در زبان اوستایی و فارسی باستان و مادی حرف ل وجود نداشته و بجای آن حرف ر بکار میرفته و همچنین حرف ژ در سانسکریت نبوده و بجای آن حرف ه بکار میرفته و یا در کلیه واژه های مشترک که در سانسکریت  در آنها حرف ش بکار میرفته در اوستا بجای آن حرف س بکار برده شده و به همین ترتیب حرف س( s ) سانسکریت در اوستا به h، ngh و یا kh  تبدیل میشده و حرف h سانسکریت نیز به z در اوستا تبدیل شده.

همچنین در زبان سانسکریت حرف z وجود نداشته برای مثال واژه هیما hima که در  هیمالیا دیده میشود به معنای زمستان است و هیمالیا به معنای مکان زمستانی است و در زبان فارسی باستان و اوستایی هیما تبدیل به زیما zima شده که همانست که امروزه زمستان گفته میشود. جالب آنکه در زبان روسی نیز به زمستان  زیما zima گفته میشود . مورد دیگر از تبدیل حرف ه به ز  واژه هرت hareta در سانسکریت است که به معنای قلب بوده و با هرت heart انگلیسی از یک ریشه است که در زبان اوستایی تبدیل به زرذ zeredhaیا زرد  zaredaشده است.

نا گفته نماند که بسیاری از واژه های کنونی انگلیسی از ریشه زبان اوستایی هستند. در زیر واژه های انگلیسی در سمت چپ و واژه های معادل اوستایی در سمت راست اشاره شده اند :

پدر(father:patar ) مادر(mother:matar ) برادر(brother:bratar ) دختر(doughter:doughitar) دوست(friend:frian ) سال(year:yare )  پیروز شدن(Win:van ) آمدن( come:gam )
ستاره ( (star:setarبرف (snow:snijh ) بخار آب یخ(vapor:vafra ) یخ (ice:isi) نو ((new:nava  
تکه (bit:bit) تازه ( fresh:frasha ) راه (way:vya ) جاده ( path:path ) بازو (arm:arma )
خوردن (have:hvare) جنبیدن (move:mu) ربودن (rape:rap ) دیدار کردن(meet:mith )
ازدواج کردن (wed:vad) پوسیدن(putrify:puiti )یافتن (find:vinda )
قابل ستودن (wonder:vandare)افراشته شدن( erect:irikhta ) تهوع کردن(vomit:vam )
وارد شدن ((enter:antare مرگ قلبی(arrest:irista ) کوبیدن( ram:ram ) فریب (fraud:fraidiva)
کشمکش(spar:spar) کف (froth:frith) درخشیدن(ray:raya) تاکنون (yet:yat) ستبر (stour:stavra) طوفان ،اغتشاش و هیاهو (storm:sterema) گستردن(strew:star)  
زخم روی پوست، ریش (rash:raesha) یوغ اسب و گاو(yoke:yukhta) درخت بید(withy:vaeti)
پر ، بال پرنده(pter:patara) خوش و سر حال (mood:mud) آزاد و رها(free:fra) پری( fairy:pairika)  موش(mouse:mush)دره تنگ و عمیق( ravine:ravan) غم (sad:sadra) خوراک دادن(feed:pitu)
این(it:it)او را (him:him) شما(you:yushta) او (he:hau) مال من(me:me) بستن،بند(bond:band)
برده شده( brought:bereta) بالا(up:upa) بالاتر ( upper:upairi ) درنده ( ogre:ughra)
جانور( animal:anumaya) عدد سه ( three:thri) درخت ( tree:taru)  پلیدی ( evil:evita)
نام(name:namen) غده جنسی یا بیضه (gonad:gond)  آگاه کردن (wist:visita)
باارزش( worth:vareta) پایان (end:enta) شب (night:nakhtu) پهن تر(wider:witara)
فرو رفتن خورشید( set:sad) غربال کردن، الک کردن (sift:sif)
در ، دروازه( door:dvara) و  صدها واژه دیگر

به کوشش : بهشت گمشده آریاییان

  • بازدید: 7396
 

دیدگاه ها 

 
+1 #1 مهرزاد 12 خرداد 1390 ساعت 19:47
چه جالب. من فکر می کردم فقط لغاتی مانند چادر و شهید و از این قبیل لغات بعد از انقلاب به زبان انگلیسی وارد شده است. این همه هم کلاس زبان رفتیم فقط همین لغات اخیر را گفتند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #2 ملیحه 27 فروردین 1391 ساعت 08:54
خیلی خوب بود.زنده باشید
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #3 امین نباتیان 28 فروردین 1392 ساعت 20:41
بنده دانشجوی دوره کارشناسی زبان انگلیسی هستم و روی این پروزه دارم پزوهش انجام میدم و حدود 600 کلمه رو با استناد محکم و سندیت در دست دارم. مطالب بالا رو شما فقط ذکر کردین لطف کنین منبع مطالباتون رو بگین اینا با چه سندیتی ذکر سدن. آیا فقط جنبه نظریه داره یا نه جنبه دیگه. کارتون جای تحسین خودشو داره اما خب با چه سندیتی این حرفا رو میزنین. من الان هر مطلبی درباره زبان اوستا اونم مطلبی که الان منبعش خیلی کمه نمیتونم ادعا کنم چه برسه به مطالب بدون منبع...!!!!
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #4 علي تبريزي 31 فروردین 1392 ساعت 20:41
بدون تعصب يا احساس صرف ناسيوناليسم ايراني؛ به تحقيق و با يقين عرض مي كنم : خاستگاه تمدن بشر جديد از فلات ايران بوده است. در اين فلات و اين كشور بوده است كه انسان سخن گفتن آموخته ؛ خط نوشتن فرا گرفته و پايه هاي تمدن بشري ريخته شده است. جاي توضيح و اثبات مطالب به اين مهمي در اين متن كوتاه نمي گنجد. اما همين قدر بگوييم كه بنا بر اين بسيار طبيعي هست كه ريشه ي بيشتر واژگان زبان هاي ديگر در ايران و زبان هاي ايراني باشد. چون مهاجرت نيز از ايران به اروپا و ساير جاها بوده است. چنانكه اسپانيا يي ها از سپاهان و گل ها(فرانسوي ها) از گيلان و اير لند ! هم كه سرزمين ايرها(ايران) خوانده مي شود و از اين گونه بسيار است. دكتر سجاديه از افراد پان ايرانيست روزي به نشستي كه در خدمت وي بوديم شعري سرود و گفت: من تقريبا به همه ي زبان هاي دنيا تسلط يا دست كم آشنايي دارم. اينك با يقين مي گويم كه 1- هيچ زباني برتر از زبان پارسي ما وجود ندارد 2 هيچ !واژه ي قديمي انگليسي و آلماني وجود ندارد كه ريشه ي فارسي نداشته باشد.} بياييد قدر ايران و ايراني بودن را بدانيم. پاينده ايران
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #5 علي تبريزي 31 فروردین 1392 ساعت 20:44
سرور ارجمند جناب آقا امين نباتيان درود بر شما. خواستم به جناب عالي پيشنهاد بدهم كه متن نوشتاري خود را هميشه با زبان رسمي و رعايت دستور زبان فارسي بنويسيد و حتا تلاش كنيم به گاه سخن گفتن نيز آن را رعايت كنيم. با پوزش فراوان. سپاس
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #6 وحید رضایی 03 اردیبهشت 1392 ساعت 13:14
درود بر همگی. آقای تبریزی شما همون استاد تبریزی هستین که قبلا در روم فرزند ایران صحبت می کردید و شاهنامه درس میدادید؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-2 #7 حسام الدین رئوف 21 بهمن 1393 ساعت 17:05
جناب آقای تبریزی
با سلام و عرض ادب
به نظر میرسد ریشه برخی از لغات حتی کهن فارسی نیز در اصل انگلیسی است ویکی از آن کلمات عجیب که در اشعار کهن پارسی بسیار به کار رفته " ابرو " است که به احتمال نزدیک به یقین برگردان لغت "eyebrow" میباشد.
با تجدید احترام
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #8 علي تبريزي 28 بهمن 1393 ساعت 08:57
پاينده ايران. جناب حسام الدين نيكوتر ان است كه بگوييم بسياري واژگان انگليسي فارسي هست.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
0 #9 علي تبريزي 28 بهمن 1393 ساعت 09:01
افزون كنم اينكه: با توجه به تاريخ، نميشود كه از زبان انگليسي كه تنها هزار است پيدا شده ، واژه به پنج هزار پيش برگردد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-1 #10 حسام الدین رئوف 30 بهمن 1393 ساعت 23:08
جناب آقای تبریزی
لغت "eyebrow" یک لغت ترکیبی است و ترکیبی است از دو کلمه چشم و پیشانی که قطعا لغتی انگلیسی است . همانطور که بعنوان مثال لغت "گردباد " که ترکیبی از دو کلمه گرد و باد تشکیل شده قطعا کلمه ای فارسی است .
با کمال احترام
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-3 #11 حسام الدین رئوف 30 بهمن 1393 ساعت 23:31
مگر اینکه بگوئیم دو لغت eye ,brow نیز ریشه ای فارسی داشته اند که در اینصورت فرمایش شما درست مینماید.نیت بنده از این مباحثه اثبات عرایض مطرح شده نیست و در حیطه تخصصی اينجنب نیز نمی باشد . تنها سخن پرهیز از تعصبات قومی و مذهبی است که گریبانگیر جامعه کنونی شده است .اینکه بدانیم چه و که بوده ایم خوب است ولی با روند کنونی در آینده ای نه چندان دور زبان فارسی بخشی از تاریخ خواهد بود .
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-1 #12 َATR 15 خرداد 1394 ساعت 20:22
دوست عزیز زبان های عربی و عبری نیز همانند زبان های دیگر از کشور عزیزمان ایران سرچشمه گرفته اند پس با استعمال این زبان ها جای دوری نمی رویم چون حاصل دست رنج عزیزان خودمان است مثلا تبدیل پ به ف در زبان پهلوی بسیار مرسوم است که خیلی ها فکر می کنند به خاطر اعراب صورت گرفته که این طور نیست و دستور زبان عربی را ایرانی ها بنا گذاشته اند و گسترش داده اند و زبان هم به مرور فرسوده می شود و کلمات به ساده ترین شکل تلفظ می شود چون هدف انتقال مطلب است نه بالا بردن پرستیژ پس بیایید مثل نیاکانمان غرور خود را کنار بگذاریم و به زبان اجازه دهیم مسیر خودش را طی کند تا بتوانیم از آن راحت تر استفاده نماییم برای درک عرایض بنده کافیست قواعد اوستایی رو مطالعه کنید و تنها به این قسمت فکر کنید که هر کلمه با توجه به جایگاهش در جمله باید متفاوت تلفظ شودآن وقت خودتان قضاوت کنید.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+1 #13 محمد 11 اسفند 1394 ساعت 20:19
در زبان کردی کرمانشاهی ما به ابرو می گیم برو bru.اضافه شدن ا به برو در فارسی از دید من تنها برای آسانگویی بوده. چند نمونه میارم. مانند سپید که در لری اسپی گفته میشه.اینجا spid تلفظ سختی برای نسلهای تازه بوده برا همین اسپی یا اسپید گفتن که آسونتر بشه. یا یه نمونه دیگه اسپند هست. اسپند در اصل سپند spand بوده اما برا آسانی تلفظ شده اسپند یا اسفند. پس بی گمان واژه ی ابرو یه واژه ایرانیه شاید به معنی کمان و چیزی کمان مانند بوده برا همین انگلیسی ها در گذر زمان از لاتین اینو گرفتن اونا هم از ایران. حتی میشه گفت bow به معنی کمان هم میتونه از ریشه واژه ی فارسی برو bru یا همون ابرو گرفته شده باشه. با سپاس از دوستان.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

تیری که در رفت به دست نیاید

عمر رفته و گذشته را نمی توان دوباره بدست آورد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • شگفتیهای شهر سوخته
    اینا ایران ساختن ولی حالاچی سیستان بزرگ به فراموشی رفته ما بعداز مرگ مون چه طوری جلوی جدمون سرمون بالا بگیریم نمایش / پاسخ
    فرستنده : سیستان
تبلیغات


Your SEO optimized title