بزرگ و والا کسی است که در حادثه ها و تلخ کامی ها نشکند و راه گم نکند و هنرمند تر از او کسی است که از حادثه ها و دشواریها پلی بسازد برای رفتن و به مقصد رسیدن. ایران , هماره چنین بوده است . بر این سرزمین , تندبادها و طوفان ها وزیده اند . رویدادها و شکست ها , همسایه پیروزیها و کامرانیها , چهره نشان داده اند , اما در همه این نشیب و فرازها ایران و ایرانی مانده اند و به سرفرازی الوند و دماوند و سهند با روحی به زلالی دریای مازندران و پارس و گستردگی و صمیمیت کویرها بالیده اند . تمدن بزرگ و درخشان و دیرینه ی ایران , مرهون و مدیون زنان و مردانی است که در موج خیز حادثه ها بی هیچ هراس و نا امیدی , به سوی ساحل آرامش و پیروزی شنا کرده اند و به مدد ایمان و اراده , این سرزمین را سربلندی و عزت بخشیده اند . آن همه بزرگان حکیم و نویسنده و گوینده و دانشمند که ازین سرزمین برخاسته اند , چنین بوده اند. چه شبها که به روز رسانده اند تا نام ایران بماند و عزت و سربلندی این سرزمین آسیب نبیند . چه انسانهایی که در سرمای توانفرسای زمستان و گرمای طاقت سوز تابستان صبوری ورزیده اند تا مرزهای این سرزمین از گزند دشمنان مصون بماند . هنوز صدای (( آریو برزن )) و ((آرش)) و آوای ((یا حسین )) سرداران شهیدی چون چمران , همت , شیرودی و ... در دره های تنگ , کوهساران و آسمان ایران پیچیده است که دلیر مردان را به دفاع از ایران فرامیخواندند . هنوز در خرمشهر , قصر شیرین , سوسنگرد , مریوان و کران تا کران این خاک خدایی , زمزه شهیدان و طنین تکبیر رزمندگان پاک باز بسیجی پیداست . بیشتر گوش بسپارید . این صدا , صدای همه حنجره ها و صدای همه ایرانیان است که از سروده ی حکیم توس , فردوسی بزرگ شنیده میشود :
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر , زنده یک تن مباد
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
این سرزمین در شبانگاه خویش , مردان و زنانی را دیده است که در پرتو ماه یا سوسوی چراغی به مطالعه و اندیشه و نوشتن پرداخته اند تا مرزهای دانش و فرهنگ را بگسترند . و جهان را بر مائده ی علم و تمدن مهمان کنند . بزرگانی چون خواجه نصیر , خواجه نظام الملک , غزالی , فارابی , ابوریحان , خوارزمی و پورسینا از آن جمله اند . سخنوران بزرگی که گفته ها و سروده هایشان از دیوار بلند زمین و زمان گذشته و جهان را به اعجاب واداشته است , ساده و آسان به این عظمت و شکوه نرسیده اند . نظامی عروضی سمرقندی در (( چهارمقاله )) وقتی را فردوسی را میستاید , میگوید : (( بیست و پنج سال در آن کتاب مشغول شد و الحق هیچ باقی نگذاشت و سخن را به آسمان علیین برد و در عذوبت , به ماء معین رسانید و کدام طبع را قدرت آن باشد که سخن را بدین درجه رساند که او رسانیده است )) ؟
فردای این سرزمین به بزرگانی چون سعدی و رازی و فردوسی و مولوی نیازمند است . این سرزمین حاصلخیز باید گلستان و بوستان داشته باشد , قانون و شفا , التفهیم و اسفار و هزاران اثر علمی دیگر بیافریند . این کشور باید رابعه و پروین بپرورد . انسانهایی که از فخرآوران این سرزمین باشند . آنچنانکه پیامبر (ص) فرموده است : (( علم اگر در ثریا باشد , مردمانی از سرزمین پارس (ایران) بدان دست خواهند یافت )) .
پس نباید بگذاریم مشکل های گذرانده و نهیب های زمانه , گذشته را از یاد ما ببرد ما امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند آنیم که از شکوه و غنای تاریخی خود الهام بگیریم .
فردا از آن کسانی است که امروز غفلت و سستی نورزند و از دیروز و تجربه های گذشته بهره برگیرند . امروز نوبت شماست که با ایمان و عشق و فداکاری و سخت کوشی , فردا را بسازید . آینده را با سه چیز میتوان ساخت : (( تحصیل )) , (( تهذیب )) و (( ورزش )) .
و دیگربار گوش به سخن حکیمانه ی حکیم توس بسپاریم که :
پس از کردگار جهان آفرین به تو دارد امید ایران زمین
- بازدید: 327




شگفتیهای شهر سوخته
پوشش زنان ایرانی در گذر زمان
زناشويي در ايران باستان
گریه کردن رضا شاه
شاهنامه به زبان ساده
ریختن آب پشت سر مسافر
پنجره های ارسی در معماری ایران
باتری پارتیان (اشکانیان) 










