میهن نما
میهن نما
گفتاورد

خسرو معتضد

تاریخ ایران ما متمدانه تر، انسان دوستانه تر و با تفاهم تر از دیگر کشورهای جهان است. ملی گرایی و وطن پرستی هنر است.چطور می شود وطن را دوست نداشت. وقتی اسم ایران می آید بغض گلویم را می گیرد. وقتی شرح بدبختی ایران را می گویم اشک در چشمانم حلقه می زند.

خسرو معتضد

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
آیین ها و جشن ها جشن پنجه
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

بنابر سالنامه های کهن ایران ، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی مانده ی سال را پنجه ، پنجک ، خمسه مسترقه ، پیتک (در زبان و تقویم مازندرانی) یا بهریزک (در روزشمار زرتشتیان) گویند. ابوریحان درباره ی پنجه می نویسد: «... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است ، پارسیان پنج روز سال را "پنجی" و"اندرگاه" گویند. سپس این نام تعریب شده و "اندرجاه" گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامیدند ، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود...»

پارسیان این پنج روز را جشن می گرفتند ؛ مراسم پنجه تا سال 1304 که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد ، برگزار می شد.

برگزاری جشن خمسه در بین همه ی قشرهای اجتماعی رواج داشت. به طوری که در 1311 هجری قمری مردی نیک اندیش در هزینه کردن موقوفه ی خود ، دراسترک کاشان ، سفارش می کند که : «... بقیه منافع وقف را هر سال برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک ، وضیع و شریف ، ذکور و اناث ، صغیر و کبیر بالسویه برسانند.»

زمانی که نوروز در مرداد ماه برگزار می شد ، در دوره ی صفویه مراسم پنجه همزمان با جشن روز آب پاشان بود. در گاهشمار طبری آمده است: «... و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی ، به دستور ولایت بهشت آسای مازندران کامیاب دولت بودند و چون فصل نشاط افزای بهاری سپری گشته ، هوای آن دیار رو به گرمی نهاد ، اراده تماشای جشن و سرور پنجه که عادت مردم گیلان است از خاطر خطیر سر زد. رسم مردم گیلان است که در ایام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجیم آن ملک ، بعد از انقضای سه ماه بهار قرار داده اند و در میان اهل عجم روز آب پاشان است ، بزرگ و کوچک و مذکر و مونث به کنار دریا آمده ، پنج روز به سور و سرور می پردازند و هر جماعت با اهل خود به آب در آمده ، بایکدیگر آب بازی کرده ، بدین طرب و خرمی می گذرانند و الحق تماشای غریبی است.»


میر نوروزی
از جمله آیین های این جشن پنج روزه ، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود ، این بوده است که برای شوخی و سرگرمی ، حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور ، در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد.

حافظ نیز در مورد "میر  نوروزی" سخن گفته و دوران حکومت او را " پنج روز" عنوان کرده:

سخن در پرده می گویم چوگل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

از برگزاری رسم میر نوروزی ، تا 73 سال پیش ، آگاهی داریم . علامه محمد قزوینی در پژوهشی ارزشمند درباره ی میر نوروزی – که مانند همه پژوهش های علامه فقید ادبی و فرهنگی می باشد – شرحی آورده است که به اشارتی بسنده می شود: «... یکی از دوستان موثق نگارنده ، از اطبای مشهور ، که سابق در خراسان مقیم بوده اند ، در جواب استفسار من از ایشان در این موضوع ، مکتوب ذیل را به اینجانب مرقوم داشته اند که عیناً درج می شود: « در بهار 1302 هجری شمسی برای معالجه ی بیماری به بجنورد رفته بودم. از اول فروردین تا چهاردهم فروردین در آنجا بودم ؛ در دهم فروردین دیدم جماعت کثیری ، سواره و پیاده می گذرند ، که یکی از آنها با لباس فاخر ، بر اسب رشیدی نشسته ، چتری بر سرافراشته بود. جماعتی هم سواره بر جلو و عقب او روان بودند. یکدسته هم پیاده به عنوان شاطر و فراش ، که بعضی چوبی در دست داشتند ، در رکاب او یعنی پیشاپیش و در جنبین و در عقب او روان بودند. چند نفر هم چوب های بلند در دست داشتند ، که بر سر هر چوبی سر حیوانی از قبیل گاو یا گوسفند بود - یعنی استخوان جمجمه ی حیوان - و این رمز آن بود که امیر از جنگی فاتحانه برگشته و سرهای دشمنان را با خود می آورد. دنبال این جماعت ، انبوه کثیری از مردم متفرقه ، بزرگ و خرد ، روان بودند و هیاهوی بسیار داشتند. تحقیق کردم ، گفتند که در نوروز یک نفر امیر می شود ، که تا سیزده عید ، امیر و حکمفرمای شهرست ، به اعیان و اعزه شهر حواله ی نقدی و جنس می دهد ، که به همه - کم یا زیاد - تقدیم می شود. به این طریق که مثلاً حکمی می نویسد برای فلان متعین: که شما باید صد هزار تومان تسلیم صندوقخانه کنید ، مفهوم این است که صد تومان باید بدهید و ممکن بود که این صد تومان را کم و زیاد کنند ؛ ولی در هر حال چیزی گرفته می شد. غالب اعیان به رغبت و رضا چیزی می دادند ، زیرا جزو عادات عید نوروز به فال نیک می گرفتند. از جمله به ایلخانی هم مبلغی حواله می دادند. بعد از تمام شدن سیزده روز عید دوره ی امارت او به سر می آمد و گویا در یک خاندان این شغل ارثی بود.»

بی گمان امروز ، کسانی را که در روزهای نخست فروردین ، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند ، بازمانده ی شوخی ها و سرگرمی های انتخاب"میر نوروزی" و "حاکم پنج روزه" است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شدند ، نه در وقت و جشنی دیگر ؛ و آنان خود در شعرهایی که می خواندند می گفتند: حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه.


پوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیین های نوروزی ، رسمی همگانی است. تهیه لباس ، برای سال تحویل ، فقیر و غنی را به خود مشغول می دارد. در جامعه ی سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی- به ویژه برای کودکان ، رسمی در حد الزام بود و همینطور خلعت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز ، برای نوپوشاندن کارگزاران و زیر دستان بوده است.

ابوریحان بیرونی می نویسد:« رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می دهند.» مورخان و شاعران از خلعت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند و برای این باور است که در وقف نامه ی حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است: هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه ، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود.

سفرنامه نویسان دوره ی صفویه و قاجاریه ، در شرح و وصف جشن های نوروزی ، از لباس های فاخر مردم فراوان یاد کرده اند. خرید لباس نو و برخی وسیله های فرسوده ای که به مناسبت نوروز نیاز به "نو" ساختن دارد ، رقم عمده ی هزینه های فصلی – و گاه سالانه – خانواده ها را تشکیل می دهد. بسیاری از خانواده ها که در سوگ یکی از نزدیکان لباس سیاه پوشیده اند ، به مناسبت نوروز ، به ویژه هنگام سال تحویل ، لباسی دیگر می پوشند. کسانی که به هر علت لباس نو ندارند ، می کوشند هر قدر هم اندک در هنگام سال تحویل ، نو بپوشند.

در گذشته که فروشگاهها و بازارهای فروش لباس آماده و دوخته موجود نبود و مردم دوختن لباس خود را به خیاط ها سفارش می دادند ، نوبتهای دوخت و کار شبانه روزی خیاطان یکی از دشواری های خانواده ها بود. اگر در روزهای پیش از نوروز ، در خانواده ها ، محله ها ، مدرسه ها و سازمان های نیکوکاری رسم است که برای کودکان نیازمند لباس تهیه کنند ، این کار نیک گذشته از آنکه کمک به هم نوع می باشد ، برای لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.

این باور کهن را در نوشته ها، توصیه ها و توصیف های نوروزی ، همواره می بینیم که: از طبیعت پیروی کنیم ، از درختان یاد بگیریم و با آمدن بهار، لباس نو بپوشیم ، که شگون شادمانی و آرامش است.

  • بازدید: 1690
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title