میهن نما
میهن نما
گفتاورد

دکتر صفر عبدالله

منش ایرانی ، زبان پارسی ، نوروز و مهرگان و سده ، عامل مشترک همه ی ایرانی تبارهای جهان از نیمه ی غربی هند تا مناطق کردنشین سوریه است.به رغم لاتین شدن الفبای ترکیه، نزدیک به ربع واژه های زبان این جمهوری ریشه پارسی دارد و تا قرن نوزدهم زبان پارسی در هندوستان و قلمرو عثمانی رایج و رسمی بود و چند امپراتور عثمانی پارسی گو بودند و به پارسی شعر می گفتند. منش ایرانی که در دنیا شاخص است عبارت است از: آزاده بودن، مستعد فراگیری دانش و پیشرفت، دارای هوش سرشار و توان بیش از حد متعارف در اندیشیدن، سخاوت و دست و دل بازی، شرمگین بودن و نجابت. بنابراین تاجیک یعنی ایرانی .

دکتر صفر عبدالله ، دانشمند بزرگ تاجیکستان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
سرزمین ایران کازرون نگین استان پارس
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

شهرستان کازرون منطقه‌اي است پر جاذبه که باتوجه به داشتن خاک حاصلخيز،سفره‌هاي فراوان آب‌هاي زير زميني، تنوع منابع طبيعي و پوشش‌هاي گوناگون گياهي در گذشته به «شهر سبز » شهرت داشته است. اين ويژگي‌ها شهرستان كازرون را به صورت نگيني در استان فارس ممتاز ساخته است.‏

جاذبه‌هاي طبيعي و گردشگري كازرون به قدري است كه مي‌تواند در فصول مختلف سال جوابگوي مسافران باشد. آب تني در چشمه سارها و رود خانه‌ها درفصل تابستان، تماشاي چشم اندازهاي دل انگيز باغ‌هاي مركبات آن در پائيز، سرمست شدن از بوي نرگس‌هاي آن در فصل زمستان و در نهايت تماشاي طبيعت كم نظير و ديدني آن در فصل بهار، همه و همه بخشي از جاذبه‌هاي ديدني شهرستان كازرون است و با سفر به کازرون نبايد فرصت ديدن اين جاذبه‌ها را از دست داد. از ديگر جاذبه‌هاي كازرون نيز مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد.‏

‏ ‏‏*امامزاده سيد حسين(ع)‏

‏ امامزاده سيد حسين بن امير بن ابراهيم بن زين العابدين(ع) در كنار روستاي سيد حسين در 23كيلومتري جاده كازرون به شيراز و در شمال شهرتاريخي بيشاپور قرار گرفته است. اين روستا به خاطر وجود چشمه سار پر آب و زيباي «سرآب شير»،‌ درختان سرسبز و سر به فلك كشيده، باغ‌هاي مركبات بسيار كه آب‌هاي روان چشمه مزبور هميشه در آنها جريان دارد، ‌موقعيتي ممتاز داردو يكي از مكان‌هاي تماشايي، زيارتي وگردشگري قابل توجه در استان فارس است. ‏

‏*باغ نظر كازرون‏

ايران يكي از مناطق خشك و كم آب جهان است که آب و آبياري و ساخت قنوات و باغ، از زمان‌هاي بسيار دور تا به حال در آن مورد توجه بوده است. اين موضوع در مناطق جنوبي ايران بيشتر مورد نظر حكومت‌ها بوده است تا با ساختن باغ‌ها و غرس درختان گوناگون ضمن ايجاد محيطي با صفا به توليد انواع گوناگون ميوه و سبزي اقدام كنند. فكر ايجاد باغ نظر كازرون از خواجه حسام الدين افشار فرزند خواجه حسين علي افشار حاكم كازرون بود. وي در جمادي اول سال 1117 هجري قمري آب قناتي را در كازرون ساخت و وقف كرد كه به خيرات مشهور شد. ‏

بهر حال باغ نظر كازرون باغي مصفا و دلگشا است كه بيشتر درختان آن را نارنج‌هاي بلند قامت و تعدادي درخت‌هاي انار، خرما و بكرايي تشكيل مي‌دهد. اين باغ هم اكنون به عنوان محل تفريح و پارك مورد استفاده مردم قرار مي‌گيرد.‏

‏*پارك تنگ تيك آب‏

در دامنه كوه شمالي كازرون تنگي قرار دارد كه معروف به تنگ تيكاب است. در گذشته در فصل زمستان و بهار به جهت ريزش آب فراوان از صخره‌هاي موجود در تنگ، آنجا را به محيطي مصفا و دلگشا تبديل كرده بود كه مردم شهر را بدانجا مي‌كشاند تا ازچشم اندازهاي زيباي طبيعي آن لذت ببرند. صداي ريزش قطرات آب، سنگ‌هاي پوشيده از خزه و سبزه و فراواني گياهان خودرو، چشم هر بينده را به خود جذب مي‌كند. در چند سال اخير اين مكان به پاركي زيبا و فرح انگيز مجهز به برج‌هاي نوري، استخرهاي بزرگ، آبشار مصنوعي و قهوه خانه سنتي شده به طوري كه تمام روزهاي هفته پذيرايي گردشگران است.‏

‏ *پيربنكي‏

در هشت كيلومتري جاده قديم كازرون به شيراز، پس از عبور از كتل مشهور« پيرزن» بقعه‌اي ساده و گچي از دور نمايان مي‌شود كه به

« پيربنكي »معروف است. در گذشته مسافرين خسته پس از طي مسافتي چند از جاده شوسه كازرون به شيراز لحظاتي در اين مكان به استراحت مي‌پرداخته اند. اين بقعه در مجاورت گورستاني قديمي واقع شده كه در آن سنگ تيرهاي بزرگ و منقوش به خطوط و اشكال زيبا ديده مي‌شود. ويژگي اين بقعه كه زبانزد عام و خاص است، رويش دو درخت بنه(پسته كوهي) بر بالاي بام و گنبد آن است. يكي از آنها در انتهاي فوقاني گنبد ريشه دوانده و مشخص نيست كه ريشه آن از كجاست امّا سرسبز است و هر سال ميوه مي‌دهد. ديگري ازلاي ديوار بقعه بيرون آمده و با زمين ارتباطي ندارد. اين بقعه داراي سنگ قبري است كه در داخل ضريحي چوبي قرار گرفته است.‏

‏ *تنگ چوگان‏

در مجاورت ويرانه‌هاي به جا مانده از شهر تاريخي بيشاپور و در سمت شمال شهر ميان دو رشته كوه سر به فلك كشيده تنگي پر از درختان سرسبز، بيشه زارها و چشم اندازهاي فرح انگيز و جذاب قرار دارد كه به نام تنگ چوگان و به زبان محلي« تنگ شكون» خوانده مي‌شود. رودخانه شاپور از دل اين تنگ مي‌گذرد و چشمه زيباي ساسان در قسمتي از اين تنگه فوران مي‌كند. اين چشمه در طول ساليان بسيار زياد استمرار داشته و امروز نيز قسمتي از آب آشاميدني شهرستان كازرون و بوشهر را تامين مي‌كند و قسمتي از آن هم براي آبياري زمين‌هاي زير كشت كشاورزان منطقه مورد استفاده قرار مي‌گيرد.‏

‏*چاه برفي عبدويي

روستاي عبدويي در 25 كيلومتري شمال شرق كازرون واقع است. اطراف اين روستا رشته كوه‌هايي قرار گرفته كه قله يكي از آنها « چنگ » نام دارد و تقريبا در 7 كيلومتري روستاي عبدويي است. در نزديكي قله چنگ چاهي به عرض 2 تا 3 متر و عمق 10 تا 12 متر وجود دارد كه به جهت انبار كردن و ذخيره كردن برف در آن به « چاه برفي » مشهور شده است. شكل طبيعي چاه طوري است كه كمتر در معرض تابش آفتاب قرار مي‌گيرد واين مكان تقريبا در چنين محيطي كه اشعه تابناك آفتاب همه جا را مي‌گيرد استثناست. اين ويژگي باعث شده كه برف زمستاني انبار شده در داخل چاه، تا اواخر شهريور و گاه تا آخر سال باقي بماند.‏

‏*چشمه رنجان‏

بخش كوهمره نودان، از توابع شهرستان كازرون در مسير جاده كازرون به شيراز واقع است. مقابل شهر نودان ( مركز بخش) در دامنه كوه، چشمه جوشان و مصفايي قرار دارد كه آب آن بسيار گواراست. اين چشمه كه سراب اصلي آن از نودان است به چشمه « پيرسبز» و از آنجا به رودخانه شاپور متصل مي‌شود. در فصل زمستان هنگام بارندگي حجم آب آن بسيارزياد مي‌شود. ‏

‏ ‏‏*درياچه پريشان ( فامور)‏

اين درياچه كه به زبان محلي

« پيرشون » ناميده مي‌شود، در فاصله 15 كيلومتري شرق شهر كازرون واقع است و آب‌هاي سطحي حاصل از بارش‌هاي جوي را در حوزه‌اي به مساحت 263 كيلومتر مربع ذخيره مي‌كند. آب اين درياچه از صدها چشمه كوچك و بزرگ مناطق دشت ارژن و دشت فامور تامين مي‌شود. از اين مساحت 147 كيلومتر مربع دشت‌ها و 116 كيلومتر مربع مساحت كوه و كوهپايه‌ها است. چشمه‌هاي زيادي در كف درياچه وجود دارند كه خود منبع آب درياچه است. ‏‏ اين درياچه زيستگاه گونه‌هاي نايابي از پرندگان و آبزياني چون درنا، پليكان، فلامينگو، غاز، اردك و چنگر است. پريشان تنها درياچه آب شيرين فلات ايران است كه عمق آب آن از 5/3 تا 5 متر گزارش شده است. ويژگي‌هاي مهم اين درياچه نه به خاطر داشتن ماهيان خوش طعم و آب شيرين آن است بلكه از نظر اكوسيستمي بسيار مهم و با اهميت تلقي مي‌شود به طوري كه 353 نوع پرنده بومي و غيربومي را در خود جاي مي‌دهد. پرندگان غيربومي و مهاجر اين درياچه از راه‌هاي بسيار دور يعني از سيبري و كانادا كيلومترها راه را طي كرده به آنجا مي‌آيند و پس از گذران فصلي، دوباره به محل زندگي اوليه خود باز مي‌گردند.‏

‏*دشت بخنگ‏

در جنوب شرق كازرون در مجاورت كوه بخنگ، دو دشت وسيع و حاصلخيز قرار دارد كه دشت سمت شمالي كوه را «دشتك» مي‌گويند و دشت سمت جنوب آن به “ دشت بخنگ» معروف شده است. اين دو دشت به خاطر وجودآب‌هاي وسيع زيرزميني مورد توجه باغداران و كشاورزان قرار گرفته و در آن جا اقدام به حفر چاه و قنات کرده اند. به طوري كه حاصل زحمت آنها در گذشته ساخت دو رشته قنات با نام‌هاي « خيرات» و « بخنگ» بوده است. اين دو رشته قنات با سابقه‌اي سيصد ساله ضمن سيراب كردن دشت‌ها و زمين‌هاي کشاورزي و باغ‌ها، دو آسياب در اطراف شهر كازرون را به گردش در مي‌آورده است. امروزه نيز قنات آب خيرات با آب گوارايش مورد استفاده قرار مي‌گيرد. دشت بخنگ در اواخر فصل زمستان و تمام ماه‌هاي فصل بهار به خاطر سرسبزي و چشم انداززيباي طبيعي از جمله بهترين اماکن تفريحي مردم كازرون به شمار مي‌آيد.‏

‏*روستاي دوان‏

اين روستا واقع در دو فرسخي شمال كازرون، يكي از مشهورترين روستا‌هاي اين شهرستان محسوب مي‌شود. شغل اصلي مردم اين روستا باغداري و كشاورزي است. از ميان محصولات باغي، انگور آن از شهرت ويژه‌اي برخوردار است. چون اين روستا در منطقه كوهستاني واقع شده بيشتر زمين‌هاي آن در دامنه‌هاي تپه‌ها و كوهها واقع شده است كه كشاورزان با هزاران زحمت آن را براي كشت به صورت پلكاني در آورده اند. خانه‌هاي مسكوني آنها نيز به صورت پلكاني ساخته شده به طوري كه حياط يك خانه بام خانه زيرين را تشكيل مي‌دهد و از اين جهت زيبا و قابل توجه است و در حقيقت مي‌توان آن را « ماسوله» استان فارس ناميد.‏

‏*سرو كلاني ‏

روستاي كلاني در 28 كيلومتري شمال شرق كازرون و در همسايگي روستاهاي دشت برم و عبدويي واقع است. در اين روستا سرو بلند قامت و كهنسالي وجود دارد كه مي‌توان به جرات گفت كه پس از سرو معروف “ ابركوه” هرز و پل كهنسال‌ترين سرو شناخته شده در ايران است. سالخوردگان روستا از روي حدس و گمان سن اين سرو را بيش از 500 سال تخمين مي‌زنند. مناطق و طبيعت اطراف اين سرو بلند نيز ازجمله مناطق ديدني شهرستان كازرون به شمار مي‌آيد. ‏

‏*شهرتاريخي بيشاپور

در فاصله 23 كيلومتري شمال غرب كازرون، در مجاورت رودخانه شاپور و در كنار جاده شاهي كه پايتخت ساسانيان يعني تيسفون را به تخت جمشيد و تخت جمشيد را به شوش متصل مي‌ساخت، شهر تاريخي بيشاپور ساخته شد كه به جهت نزديك بودن به سواحل جنوبي خليج فارس براي ساسانيان بسيار با اهميت بوده است. اين شهر در مدخل دره‌اي خوش آب و هوا و پر از درختان ليمو، پرتقال، خــرما، بيشه زار و چشمه سارها قرار گرفته كه به جهت داشتن حجاري‌ها و نقوش برجسته مهم دوره ساساني يادآور عظمت و‌آباداني دولت ساساني به شمار مي‌رود. اين شهر را مي‌توان در رديف بزرگترين شهرهاي دوره ساساني به شمار آورد كه با شهرهاي مهم جهان آن روز مثل انطاكيه و بيزانس رقابت داشته است.‏

اين شهر بــا داشتن برج و با روهاي بلند و استوار به صورت قلعه‌اي مستحكم ساخته شده و چهار دروازه به نام‌هاي دروازه هرمز، مهر، بهرام و دروازه شهر و دو آتشكده به اسامي ساسان و گنبد گلوشن داشته است. طرح اصلي شهر از دو خيابان شمالي جنوبي و شرقي غربي ساخته شده كه اين دو خيابان در مركز شهر يكديگر را قطع كرده و در چهارطرف اين خيابان‌ها ساختمان دولتي با تزيينات زيبا ساخته شده بود.‏

‏ ‏‏*غار شاپور

در انتهاي تنگ چوگان در سينه كوه و در ارتفاع حدود 800 متري از سطح زمين غار بزرگي وجود دارد كه قطر دهانه آن حدود 30 متر است و به واسطه قرار گرفتن مجسمه شاپور بر دهانه آن به غار شاپور معروف شده است. پروفسور گيرشمن باستان شناس شهير فرانسوي احتمال مي‌دهد آرامگاه شاپور در اين غار باشد. مجسمه شاپور بر دهانه اين غار، شاهكار پيكر تراشي ايران باستان است كه بعد از حدود 1700 سال هنوز با وجود وارد شدن آسيب‌هاي جدي به آن، باقي مانده است. اين مجسمه تنها مجسمه سنگي بازمانده از دوران باستان است كه حدود 6 متر ارتفاع دارد. سنگ حجاري شده اين مجسمه از سقف غار تا كف آن ادامه داشته و هنرمندان عصر ساساني با تلاش و كوشش بسيار موفق به آفرينش اين اثر هنري شده‌اند. اين مجسمه كه در گذشته‌هاي بسيار دور و به احتمال زياد براثر زلزله واژگون شده بود، در سال 1336 هجري شمسي بدون در نظر گرفتن اصول مرمت آثار باستاني، تعمير و مرمت شد كه همين امر باعث از بين رفتن ظرافت‌هاي هنري در برخي از قسمت‌هاي مجسمه شده است. ‏دسترسي به اين غار پس از گذشتن از مسيري پر پيچ و خم و سخت امكان پذير است. ‏

‏‏*گردشگاه ميان كتل‏

اين گردشگاه در جنوب غرب دشت ارژن و در مجاورت جاده قديم كازرون به شيراز، در منطقه‌اي واقع شده كه به زيستگاه گوزن زرد ايراني مشهور است. گردشگاه ميان كتل با داشتن فضاي طبيعي كوهستاني و پوشش جنگلي انبوه و متراكم از درختان بلوط جاذبه‌هاي زيادي را در خود جمع کرده است. ارتفاعات اطراف ميان كتل به ويژه در قسمت شمال، شمال شرق و شمال غرب در زمستان‌هاي سرد سال از برف پوشيده مي‌شود. اين گردشگاه در همه ماه‌هاي سال داراي قابليت‌هاي گردشگري است..‏

‏ ‏‏*نرگس زارهاي كازرون‏

اطراف كازرون مملو از گل‌هاي نرگس و نرگس‌زارها است. گل‌هاي نرگس كازرون از طراوت و مرغوبيت ويژه‌اي برخوردار است كه گونه‌هاي متعددي همچون نرگس شش پر، شهلا و معمولي را شامل مي‌شود كه از ميان آنها نرگس شهلا به جهت داشتن زيبايي و بوي ويژه مشهور است. بخش بزرگ نرگس زارهاي 25 هكتاري كازرون در منطقه «جره»، « بلبك »، « سرمشهد» و « فامور» در بخش جره و بالاده و همچنين نرگس خشت در بخش خشت و كنارتخته قرار دارد.‏

اين گياه پيازدار با ارتفاع بين 30 تا 45 سانتي متر و با گل‌هاي 3 تا 8 تايي در فصل زمستان به گل مي‌نشيند حدود گلدهي نرگس‌هاي كازرون 45 روز يعني از اوايل دي تا اواسط بهمن است. نرگس‌هاي كازرون به خاطر مرغوبيت زياد خواهان زيادي دارد.‏

‎* وجه تسميه‌ كازرون‎ ‎

نام شهر تاريخي كازرون، از «گازران» و «گازرون» گرفته شده‎ ‎است، زيرا در زمان ديلميان كه كارخانه‌‌هاي پارچه‌بافي در كازرون پارچه‌هاي «توزي‎» ‎و «دبيكي» را مي‌بافت و صادر مي‌کرد، 12هزار گازر يعني شويندگان الياف كتان،‎ ‎در اين شهر زندگي مي‌كردند و به همين جهت اين شهر به شهر گازران يعني شهر گازرها‎ ‎معروف شده بود كه نام گازران در بعضي متون به صورت «گازران» و «كازران»آمده است‎. «گازران» در تلفظ به صورت «گازرون» و «كازرون» تحريف يافت و اكنون نام «كازرون‎» ‎باقي مانده است. در بعضي كتب «گازرات»نيز آمده است. كازرون به واسطه‌ توليد‏‎ ‎پارچه‌هاي مرغوب با شهر «دمياط» مصر رقابت مي‌كرده و به همين جهت به «دمياط عجم‎» ‎نيز مشهور است.برخي از اهالي كازرون نيز به طور عاميانه وجه تسميه‌كازرون را از‎ «‎كوه زرّان»مي‌دانند و معتقدند چون كوه‌هاي آن به خاطر داشتن درختان و ثمرات‎ ‎جنگلي، زرخيز است، آنرا «كوه زرّان»ناميده و به صورت «كازرون» تحريف يافته كه‎ ‎ريشه‌ تاريخي ندارد و تنها در اعتقاد برخي از مردم چنين وجه تسميه‌اي آمده است‎. ‎

* نژاد

نژاد مردم شهرستان كازرون، همانند مردم جنوب ايران، از‎ ‎نژاد پارسه يا (پاراسواژ) شعبه‌اي از نژاد آرياست كه تقريبا 3000سال پيش از‎ ‎ميلاد از مسكن اصلي خود به ايران و فارس آمده‌اند.مردم كازرون تا اندازه‌ زيادي‎ ‎اصالت نژاد خود را حفظ كرده‌اند، زيرا وقتي دركازرون صفات و عادات مردم را مورد دقت قرار مي‌دهيم، قرابت و نزديكي زيادي با نژاد آريايي‏‎ ‎قديم در آنان مي‌بينيم. واژه‌هاي محلي و آداب و رسومي كه نسل به نسل حفظ كرده‌اند‏‎ ‎نشانگر اين واقعيت است ‏

* زبان

زبان فارسي يعني زباني كه ساكنان ايران و افغانستان و‎ ‎قسمتي از هندوستان و پاكستان به آن سخن مي‌گويند، از پارس سرچشمه گرفته است. واژه‎ ‎هايي كه در كازرون بكار مي‌گيرند نزديكي با زبان فارس قديم دارد.گويش‌ها (كازروني،‎ ‎دواني، دوسيراني، بورنجاني، عبدويي و...) آداب، رسوم، سنت‌ها، متل‌ها و مثل‌هاي‎ ‎موجود در اين منطقه به خاطر در برداشتن ويژگي‌هاي زبان و فرهنگ كهن اين ديار، از‎ ‎ديرباز توجه زبان شناسان را به خود جلب كرده است‎.‎

* وضع فرهنگي كازرون‏

شهرستان كازرون در گذشته‌هاي نه چندان دوراز مهم‌ترين‎ ‎شهرهاي فارس بود و علاوه بر در بر داشتن گستره‌اي وسيع‌تر از جغرافياي كنوني، در‎ ‎عرصه‌هاي گوناگون به ويژه فرهنگ و علم و عرفان، دوشادوش شيراز نقش برجسته‌ خود را‏‎ ‎ايفا كرده است.

كازرون به خاطر داشتن آثار بسيار از دوره‌هاي پيش از تاريخ،‎ ‎تاريخي و اسلامي چون تل رشتان، تل اسپيد، نقش برجسته‌ كورانگون، گور دختر (بناي‏‎ ‎منسوب به كورش يكم)، شهر بيشاپور، مجسمه بزرگ شاپور و نقش برجسته‌هاي ساساني،‏‎ ‎قلعه‌ها، چهارطاقي‌ها، آتشكده‌ها و كتيبه‌هاي پهلوي و بقعه‌هاي اسلامي و‎ ‎كتيبه‌هاي كوفي بسيار و نيز معماري ويژه بومي در شمار يكي از شهرهاي مهم و‎ ‎باستاني ايران قرار دارد.اين منطقه از دوره‌ عيلام و هخامنشي در مسير جاده‌ شاهي‏‎ ‎كه راه اصلي تجارت بود، قرار داشت. كازرون در سده‌هاي اوليه‌ دوره‌ اسلامي نيز‏‎ ‎شهري بزرگ و آباد بود‎.‎

در حوزه‌ عرفان اسلامي نيز كازرون جايگاه ويژه‌اي دارد. ‎از سده‌ چهارم تا دهم هجري، مركزيت دو سلسله‌ مهم «مرشديه»و «بليانيه»، با‎ ‎خانقاه‌ها و اماكن متبركه‌ پررونق كه در سراسر دنياي اسلام آن روزگار- از چين تا‎ ‎مصر- نمايندگان و شعبي داشت، در اين شهر قرار داشت. صدقات و نذور بسياري در اين‏‎ ‎شهر گرد مي‌آمد و براي غريبان و مسافران و نيازمندان و پرورش عالمان و هنرمندان صرف‎ ‎مي‌شد. در پرتو اين مركزيت، علما، شعرا، هنرمندان، عارفان، محدثان و نويسندگان‎ ‎بسياري پرورش يافتند‎.‎

مدرسه‌ فلسفي اخلاقي علامه‌ دواني در سده‌ دهم هجري نه‏‎ ‎تنها فارس و ايران بلكه فلسفه‌ اسلامي را تا چند سده پس از خود متاثر ساخت. اسناد‏‎ ‎و نسخه‌هاي خطي فراوان بازمانده از اين فرهنگ غني و پر بار در سراسر كتابخانه‌هاي‎ ‎ايران و جهان پراكنده است.‏

‎ ‎* صنايع دستي

شهرستان کازرون از قديم داراي صنايع دستي فراوان بوده که مواد اصلي آنها سنگ،گل‌رس، فلز آهن، مس وروي، چوب و برگ‌هاي نخل و بادام كوهي، چرم، پشم، پنبه،ابريشم، كنف،الياف كتان و غيره بوده است. در زمان ديلميان - در عصر عضدالدوله ديلمي- در كازرون انواع پارچه‌هاي كتاني به نام ‹‹ توزي›› و ‹‹ دبيكي›› بافته مي‌شد که به سراسر جهان آن روز صادر مي‌شد.‏

آهنگري، كوزه گري، سنگتراشي، حجاري، نجاري، خراطي، مسگري، شيوه كشي، كفاشي، ملكي دوزي، دولچه دوزي، خيگ دوزي، گيره?بافي، تهيه صنايع غذايي و صنعتي، عصاري، حلوا سازي، قنادي(قند سازي)، شيريني سازي، صابون پزي، نمد مالي، علاقه بندي، سوزن دوزي، گلدوزي، درزي و خياطي، بند بافي، دلو دوزي يا دولدوزي، ريسمان تابي ( نخ ريسي )، لحاف دوزي، رووار چيني ( رويه گيوه بافي) حلبي سازي، لحيم گري، حكاكي، يخدان سازي (رختدان )، حصير بافي، تويزه بافي ( طبق نان خوري )،

خشت زني، آجر پزي، آهك پزي، دامداري، باغداري، کشاورزي، شال بافي و بسياري مشاغل سنتي و صنايع دستي و كارگاهي در كازرون داير بوده و كم وبيش داير است که در اين جا به چند نمونه از صنايع دستي كه حداقل يكي و دو كارگاه آنها هنوز داير است و صنايع سفارشي توليد مي‌كنند، اشاره مي‌شود.



‏‏* فرش بافي

بافت قالي، جاجيم، گبه

( قاليچه) و گليم در روستاهاي كازرون از قديم مرسوم و متداول بوده و هنوز در برخي روستا‌ها كم و بيش قالي و گبه و گليم و جاجيم بافته مي‌شود.

مواد اصلي پشم و موي گوسفند و رنگ‌هاي طبيعي و گياهي است.

نوع بهتر قالي‌ها، قالي تركي است كه به دست عشاير و غيره بافته مي‌شود.‏



‏* نمد مالي

تا چند سال پيش راسته نمد مال‌ها در بازار شهر به توليد فرش نمدي و وسايل نمدي مانندكردك ( پالتو نمدي چوپان‌ها)، زير زيني و كلاه نمدي مي‌پرداختند.‏



‏* ملكي ( گيوه ) دوزي

صنعت ملكي دوزي از دير باز در كازرون رواج داشته است.

در توليد ملكي يا گيوه چهار قشر از اهالي و صنعتگران دست داشته‌اند.

زنان ريسمان تاب كه با چهره ( چرخ نخ ريسي ) پنبه را به نخ تبديل مي‌كردند، زنان رووار چين كه با ريسمان رويه

( رووار ) ملكي و گيوه را با سوزن مخصوص مي‌بافتند، شيوه كش‌ها كه از پارچه‌هاي كهنه پنبه‌اي و كتاني ‹‹شيوه››

( تخت گيوه ) توليد مي‌كردند و بالاخره ملكي دوزها كه رووارها را به روي شيوه‌ها سوار و مي‌دوختند.

اکنون فقط يكي دو كارگاه باقي مانده است که براي مشتريان خود ملكي يا گيوه سفارشي مي‌دوزند.‏



‏* دولچه

دولچه ( دلو چه ) ظرف مخصوص آب آشاميدني است كه از پوست دباغي شده، يا مشك آبي كه يك سال با آن آب حمل كرده باشند، دوخته مي‌شود.

دولچه به وسيله دولچه دوز و به شكل مخروط با نوك تنگ و سرپوش چوبي دار با انتهاي پهن و گرد (طبلك) با سه پايه چوبي خراطي شده ساخته مي‌شود.

دولچه آب آشاميدني را خنك و گوارا مي‌كند. با روي كار آمدن يخچال و كلمن، در كارگاه‌هاي دولچه دوزي بسته شد و اکنون يكي ودو كارگاه باقي مانده در کازرون براي مشتريان و سفارش دهندگان، دولچه‌هاي سفارشي مي‌دوزند.‏



* زنبيل و حصير

زنبيل بافي و حصير بافي تا چند سال پيش رونق زيادي داشت. زنان به بافتن حصير، گيره ( سبد ) زنبيل بازاري، طبق، تويزه ( طبق لبه دار نان خوري )

بوك مرغي، بل خرمايي

( محل خرما )، بادبزن، ترازوي زنبيلي، تك ( فرش) جارو، كركري،

( ظرف حمل مرغ )، لوده،

( ظرف حمل انگور و سبزي) كرچدان ( نان دان ) و كلاه زنبيلي كشاورزان مي‌پرداختند. هنور هم كم و بيش برخي از اين وسايل بافته مي‌شود.‏



‏* وسايل سنگي

تا پيش از روي كار آمدن كارگاه‌هاي سنگبري و توليد سنگ‌هاي تزييني ساختمان كه هنوز هم دايرند، كارگاه‌هاي سنگ تراشي و حجاري، از سنگ‌هايي كه از كوه‌هاي اطراف به شهر حمل مي‌كردند، انواع وسايل سنگي را تراشيده و در اختيار مشتريان قرار مي‌دادند.

آنچه مي‌ساختند عبارت بود از: غلتك بام ( بام گردان )

، جوغن (‌هاون سنگي )، دهن شير سنگي، شير‌هاي بزرگ سنگي روي قبور، لبه‌هاي سنگي حوض، پله‌هاي سنگي بام خانه‌ها، سنگ قبر، سكوهاي ســنگي طرفين در دروازه، تن

( سنگاب )، آستانه سنگي دروازه، كتيبــه‌هاي سنگي، سنگ‌هاي مخصوص كارگاه‌هاي شيريني پزي و ملكي دوزي، سنگ آبشيب ( دهانه فاضلاب )

و غيره. امروز انواع سنگ قبرها سنگ نماهاي ساختمان در سنگبري‌ها و حجاري‌ها ساخته و توليد مي‌شود.‏

‏*وسايل گلي‏

تا چند سال پيش در كارگاه‌هاي كوزه گري انواع وسايل از گل رس ساخته مي‌شد كه خمره آبخوري، كوزه آبخوري، سر و كوزه قليان، قلك، گلدان، كلك ( منقل گلي ) كلوك لعابدار، بر خمره لعابدار، سئود

( جهت حمل آب ) و كاشي‌هاي سبز و آبي با لعاب سبز يا آبي از جمله آنها بود. امروز وسايل سراميكي و كاشي سراميك جاي آنها را گرفته است.‏

‏*صنايع غذايي

در كازرون تهيه و توليد انواع شيريني‌ها، مسقطي، عرقيات، آبليمو، به ليمو، مرباها، لبنيات، حلواي ارده، ارده ( افشره كنجد )، و رب، از قديم مرسوم بوده و هنوز تهيه آنها ادامه دارد. ‏

روزنامه ی اطلاعات - چاپ امرداد 1391 خورشیدی

  • بازدید: 1361
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

دوری و دوستی

رفت و آمد بیش از اندازه ، دل آزردگی می آورد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title