میهن نما
میهن نما
گفتاورد

باباطاهر

افسوس که ما عاقبت اندیش نه‌ایم
داریم لباس فقر و درویش نه‌ایم
این کبر و منی جمله از آنست که ما
قانع به نصیب و قسمت خویش نه‌ایم

باباطاهر

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
سرزمین ایران پیشینه ی اهواز
میانگین امتیار کاربران: / 3
بسیار بدبسیار خوب 

ظاهراً اهواز در دوران پيش از اسلام شهر آباد و رشد يافته‌اي بوده كه يا با شهر Aginis ي كه جغرافي‌نگاران يوناني بدان اشاره كرده‌اند مطابق بوده و يا با شهر Tareiana اي كه در اسناد هخامنشي مورد اشاره قرار گرفته و جاده‌ي شاهي شوش به تخت جمشيد و مركز فارس، از آن جا و از روي پلي از قايق‌ها كه بر روي رود كارون تعبيه شده بود، مي‌گذشته است. يكي از فرمان‌دهان اسكندر به نام نئارخوس در پايان سفر دريايي حماسي خود از هند به انتهاي خليج فارس، ناوگان‌اش را بدين شهر رانده بود.
نام اهواز (جمعِ مكسر ”هوز“) به نام «خوزي» (در منابع يوناني ouxioi؛ در متون هخامنشي huja = ايلام)، كه مردمان اصلي اين ايالت بودند و نام خود را نيز بدين ايالت بخشيده‌اند (خوزستان) باز مي‌گردد. ظاهراً زبان اختصاصي اين مردم تا زمان ساسانيان بر جاي بوده است.
جغرافي‌نگاران تازي درباره‌ي نام اصلي اين شهر دچار آشفتگي‌اند. به نظر مي‌رسد كه بنيان‌گذار دودمان ساساني، اردشير يكم، اين شهر را بازسازي كرد و آن را Hormoz-Ardashir بازناميد، نامي كه در منابع عربي به صورت‌هاي گوناگوني ظاهر مي‌شود. به نوشته‌ي مقدسي اين پسر شاه، شاپور يكم بود كه شهر را در دو سوي رود كارون بنا كرد، اما شاپور نام خدا را بر آن نهاد و ارشير نام خود را. آن دو نام بعداً زير نام هرمز-اردشير يكي شدند، و به صورت «داراواشير» مخفف شد. در جاهاي ديگر، فردي اين شهر را مركزي تجاري، هوجستان- واچار (بازار خوزستان) خوانده، و ديگري آن را مقر فرمان‌دار و اشراف، و با شكل مخفف Hormoshir. هرمشير در ضمن تهاجمات عرب در سده‌ي ا ق./ 7 م. ويران شد، اما نام «هوجستان واچار» را اعراب به صورت «سوق الاهواز» ترجمه كردند. پ. شوارتز حدس زده است كه توضيحات و تعبيرات گوناگون موجود در منابع، تلاش‌هايي هستند براي توجيه عقلاني نام عمومي و رايج هرمشير. در منابع سرياني مسيحي اين منطقه، بر اساس نام خوزي، «بيث هوزايه» خوانده شده و از خود شهر اهواز با عنوان يك اسقف نشين، زير نام‌هاي Hormozd Ardashir يا Hormezdshir ياد شده است.
آن گاه كه اعراب، پس از تاخت و تاز در عراق، خوزستان را در اواخر دهه‌ي 630 م. تاراج كردند، فرمان‌ده اعراب عتبت بن غزوان نيمه‌ي اداري شهر اهواز را ويران كرد، اما نيمه‌ي تجاري آن را باقي نگاه داشت. فرمان‌ده سپاه ايران، هرمزان، از اهواز به شوشتر عقب نشيني كرد و پس از محاصره‌اي طولاني، در 21 ق./ 42-641 م. تسليم سربازان عُمر شد. بعدها در همين سده، منطقه‌ي پيرامون اهواز صحنه‌ي عملياتي شد كه عثمان بن عبيدالله بن معمر عليه اعضاي فرقه‌ي خارجي رهبري كرده بود، شد. جغرافي‌نگاران ذكر كرده‌اند كه شهر اهواز در طي شورش «زَنج» در اواخر سده‌ي 3 ق./ 9 م.، كه عراق فرودست و خوزستان را فراگرفته بود، به سختي آسيب ديد. مقدسي اشاره مي‌كند كه شهر به سبب تصرف آن به دست فردي نقاب پوش (المبرقع)، كه رهبر شورشيان بود، ويران گرديد، و طبري در ذيل وقايع 261 ق./ 75-874 م. گزارش مي‌كند كه «زنج» اهواز را تصرف و تاراج كرد، مردم را به اسارت گرفت و خانه‌ها را آتش زد.*

دانشنامه ایرانیکا -داریوش کیانی

  • بازدید: 2645
 

دیدگاه ها 

 
+1 #1 مهربان داد 18 امرداد 1390 ساعت 05:29
اهواز در زمان ساسانی شهر نبوده، یک بازار بزرگ در خوزستان بوده، نامش اهوازبازار و منسوب به هوزیها/ خوزی ها بوده،در نزدیکی شهر بزرگی به نام هرمزاردشیر قرار داتته، هرمزاردشیر مرکز خوزستان بوده، ولی اهواز شهر نبوده. عربها بازار را با همه کالاهایش تالاج کردند در آنجا اردو زدند و تبدیل به تجمع همیشگی جهادگران عرب و در آینده تبدیل به شهری شد به جای هرمز اردشیر که عربها ویران کردند.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title