میهن نما
میهن نما
گفتاورد

استاد غلامحسین یوسفی

کسی که ملت و مملکت خود را بحقیقت بشناسد، آنرا آگاهانه دوست خواهد داشت و هیچ انگیزه ای موجب نخواهد شد این پیوند در وجود او سستی گیرد. برعکس آنکه با مردم این مرز و بوم و روح و فکر آنها و فرهنگ ایران آشنا و بدان دل بسته نیست به اندک چیزی فریفته می شود و از ملت و وطن خود می گسلد . نمونه  آن را در بر خی از جوانان ما می توان یافت که خود را بدان راضی کرده اند که در کشوری دیگر ، شغلی دارند و خانه و اتوموبیلی و همسری غالبا بیگانه ، غافل از آنکه اگر تا پایان عمر هم در آن سرزمین خدمت کنند مردم آن دیار هرگز آنان را در خود جذب نخواهند کرد و از خودشان نخواهند شمرد . نتیجه آن که از خانه مانده اند و از بیگانه رانده.

شادروان استاد غلامحسین یوسفی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

ملانصرالدين هر روز در بازار گدايی می کرد و مردم با نيرنگی حماقت او را دست می انداختند.
دو سکه به او نشان می دادند، يکی از طلا و ديگری از نقره.
اما ملانصرالدين هميشه سکه نقره را انتخاب می کرد

اين داستان در تمام منطقه پخش شد.
هر روز گروهی زن و مرد می آمدند و با اين روش او را دست می انداختند

تا اين که مرد مهربانی از راه رسيد و از اينکه ملانصرالدين را آن طور دست می انداختند ناراحت شد.
در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت : هر وقت دو سکه به تو نشان دادند سکه طلا را بردار.
اين طوری هم پول بيشتری گيرت می آيد هم تو را مسخره نمی کنند
ملانصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست.
اما اگر سکه طلا را بردارم ديگر مردم به من پول نمی دهند تا ثابت کنند من احمق تر از آنهايم.
شما نمی دانيد تا حالا با اين کلک چه قدر پول درآورده ام!

  • بازدید: 1911
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت ملا نصرالدین و سکه نقره
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آبمان در یک جوی نمی رود

با همدیگر همداستان نیستیم - تفاهم نداشتن

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سخنانی از مولانا
    درودفراوان برشماای سره مرد!!باری ای هم میهن ازشمابسی سپاس هم ازبهرجستارهای زیباوآموزنده هم برای این پارسیگویی وبهره گیری ازواژگان ناب وسره پارسی ما ایرانیان وامدار ابرمردانی همچون شماییم!!باری ای دوست هزاران بارسپاس نمایش / پاسخ
    فرستنده : ساسان هخامنشان
تبلیغات


Your SEO optimized title