میهن نما
میهن نما
گفتاورد

کاشفی سبزواری

اگر پرسند که چهار ادب کدام است؟ بگوي اول به دو زانو نشستن هم پير را و هم جماعت را. دويم سخن بسيار ناگفتن. سيّم بسيار در خود نگه ناکردن. چهارم آب دهن نا انداختن.

روانشاد حسین واعظ کاشفی سبزواری

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

روزی گذر سلطان به كنار دریاچه ی كوچكی افتاد .

كودكی را دید كه مشغول ماهیگیری بود.

ناشناس جلو رفت و از حال و اوضاع كودك پرسید. كودك گفت كه یتیمم و با سه خواهر كوچك تر از خود و مادرم نان زندگی را به این ماهیگری تامین می كنم.

سلطان از سر ترحم و مهر، به كودك پیشنهاد بازی با قلآب ماهیگیری داد و كودك پذیرفت.

آن دو با هم مسابقه گذاشتند و آن روز نزدیك صد ماهی صید كردند............

كودك با خوشحالی نگاهی به ماهی ها انداخت و گفت :  چه خوشبختی تو كه این چنین ماهی می گیری .

سلطان خندید و پاسخ داد:  چه خوشبخت تری تو كه پادشاهی ماهیگیرت می شود.

منطق الطیر عطار

  • بازدید: 1836
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت سلطان محمود و ماهیگیری
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

همیشه نمی توان سواره رفت بالاخره جهان پستي و بلندي دارد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
دیدگاه کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title