میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
پیشنهاد ویژه

روزی گذر سلطان به كنار دریاچه ی كوچكی افتاد .

كودكی را دید كه مشغول ماهیگیری بود.

ناشناس جلو رفت و از حال و اوضاع كودك پرسید. كودك گفت كه یتیمم و با سه خواهر كوچك تر از خود و مادرم نان زندگی را به این ماهیگری تامین می كنم.

سلطان از سر ترحم و مهر، به كودك پیشنهاد بازی با قلآب ماهیگیری داد و كودك پذیرفت.

آن دو با هم مسابقه گذاشتند و آن روز نزدیك صد ماهی صید كردند............

كودك با خوشحالی نگاهی به ماهی ها انداخت و گفت :  چه خوشبختی تو كه این چنین ماهی می گیری .

سلطان خندید و پاسخ داد:  چه خوشبخت تری تو كه پادشاهی ماهیگیرت می شود.

منطق الطیر عطار

  • بازدید: 1935
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت سلطان محمود و ماهیگیری


Your SEO optimized title