میهن نما
میهن نما
گفتاورد

اسماعیل آذر

زمانی که از ایران خارج می‌شوم بعد از چند روز بغض گلویم را می‌فشارد. با این که شرایط تحصیل و تدریس در چندین دانشگاه با امتیازات خوب دنیا برایم مهیا شد ولی تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم بیش از حداکثر 30 روز ایران را ترک کنم.

اسماعیل آذر

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

یک خروار گندم به آسیا می‌برد. به لب آبی رسید. خواست که گندم از لب بگذراند. ناگاه سواری را دید که از دور پیدا شد. با خود گفت که این سوار برسد، اول سلام خواهد کرد، بعد از آن خواهد پرسید که بلندی آب چه مقدار است و دیگر خواهد پرسید که این گندم چند من است. چون سوار برسید، پرسید که ای مردک، بلندی آب چه مقدار است؟" گفت: علیکم السلام و رحمه الله و برکاته!  سوار بخندید و گفت: سرت ببرند!  گفت: تا به گردن و سینه!"  گفت: خاکت به دهن!"  گفت: "هشتاد من!


  • بازدید: 1572
برچسب ها
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

آرام آرام زیاد شود

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
دیدگاه کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title