میهن نما
میهن نما
گفتاورد

کاشفی سبزواری

اگر پرسند که چهار ادب کدام است؟ بگوي اول به دو زانو نشستن هم پير را و هم جماعت را. دويم سخن بسيار ناگفتن. سيّم بسيار در خود نگه ناکردن. چهارم آب دهن نا انداختن.

روانشاد حسین واعظ کاشفی سبزواری

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

روزی دربیابانی ، شتر مستی خشمگین شد و مانند اجل به مردی حمله ور گردید و آهنگ کشتن او کرد . مرد از پیش شتر گریخت و در سر راهش به چاهی رسید . خود را در چاه آویزان کرد تا شتر بر او حمله نتواند برد . اما چون نیک بنگریست ، در بن چاه اژدهایی را دید که چون گور دهان باز کرده و منتظر است که مرد در دهان او بیفتد و او را ببلعد . چون بر جایی که پاهایش را در جداره چاه بند کرده بود نگریست ، دریافت دو مار سیاه همچون نیازمندی های زندگی دهان گشوده اند و هر دم ممکن است که او را نیش بزنند . چون بر بوته هایی که در آنها چنگ زده بود نگریست ، دید دو موش سیاه و سپید مانند شب و روز بوته ی عمر او را می جوند . چون بر سر چاه نگریست ، دید اشتر مست مانند اجل ایستاده و منتظر است او را به هلاکت برساند . در این حالت ترس و دلهره ، ناگاه در برابرش در کناره ی بوته ی خاری چشمش به عسل و ترنجبینی افتاد که مانند شهوت های زندگی شیرین بود . شیرینی شهوت باعث شد او شتر چون اجل و موش های شب و روز ، و مارهای حرص ، و اژدهای مرگ را از یاد ببرد و به شهرت شیرین خوردن عسل مشغول شود و از همه ی گزندها غافل بماند ، ولی هنوز مزه ی شیرین عسل در دهانش جایگیر نشده بود که موش های شب و روز بوته ی عمر را جویدند و پاره کردند و مرد در دهان اژدها افتاد.

سنایی – حدیقه الحقیقه – رویه ی 408 تا 409

  • بازدید: 568
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

هندوانه زیر بغل کسی دادن

فریب دادن کسی با کارهای دروغین

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • نبرد شاپور ذوالاکتاف با عربان
    دو قرن سکوت که قضیه اش مشخصه نویسنده اش خودش هم بعداً گفت این منابع این کتاب معتبر نیست تاریخ طبری نمی دونم چطور بعضیها به تاریخ طبری استناد میکنند طبری نه مورخ بود و نه کتیبه خوان طبری وقتی واقعه شاپور را گفته چند صد سال از اون قضیه گذشته بوده ، بعنی طبری اون قدر از تاریخ اون زمان میدونسته که آدم عادی این دوره میدونه ، شاید هم ماها بیشتر از او به واسطه کتیبه ها و ترقّيِ علم و تاریخ و کتیبه خوانی ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : آزاد
تبلیغات


Your SEO optimized title