میهن نما
میهن نما
گفتاورد

رودکی

مردی نبود فتاده را پای زدن / گر دست فتاده ای بگیری مردی

جوانمردی آن است که به جای آسیب زدن به انسانی ناتوان به او یاری رسانی

رودکی سمرقندی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

روزی دربیابانی ، شتر مستی خشمگین شد و مانند اجل به مردی حمله ور گردید و آهنگ کشتن او کرد . مرد از پیش شتر گریخت و در سر راهش به چاهی رسید . خود را در چاه آویزان کرد تا شتر بر او حمله نتواند برد . اما چون نیک بنگریست ، در بن چاه اژدهایی را دید که چون گور دهان باز کرده و منتظر است که مرد در دهان او بیفتد و او را ببلعد . چون بر جایی که پاهایش را در جداره چاه بند کرده بود نگریست ، دریافت دو مار سیاه همچون نیازمندی های زندگی دهان گشوده اند و هر دم ممکن است که او را نیش بزنند . چون بر بوته هایی که در آنها چنگ زده بود نگریست ، دید دو موش سیاه و سپید مانند شب و روز بوته ی عمر او را می جوند . چون بر سر چاه نگریست ، دید اشتر مست مانند اجل ایستاده و منتظر است او را به هلاکت برساند . در این حالت ترس و دلهره ، ناگاه در برابرش در کناره ی بوته ی خاری چشمش به عسل و ترنجبینی افتاد که مانند شهوت های زندگی شیرین بود . شیرینی شهوت باعث شد او شتر چون اجل و موش های شب و روز ، و مارهای حرص ، و اژدهای مرگ را از یاد ببرد و به شهرت شیرین خوردن عسل مشغول شود و از همه ی گزندها غافل بماند ، ولی هنوز مزه ی شیرین عسل در دهانش جایگیر نشده بود که موش های شب و روز بوته ی عمر را جویدند و پاره کردند و مرد در دهان اژدها افتاد.

سنایی – حدیقه الحقیقه – رویه ی 408 تا 409

  • بازدید: 498
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title