میهن نما
میهن نما
گفتاورد

آن چنان به ایران علاقه مندم که حتی تمام بهشت را با یک وجب از خاک ایران عوض نمی کنم.

عارف قزوینی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

نفت فروشی به شاگرد دکان می آموخت که گاه سنجش ، با فشردن به پله ی ترازو ، از فروشنده زیادت ستاند و به خریدار کم دهد . شاگرد او را از کیفر آن جهانی هراس می داد و او از گناه باز نمی ایستاد . تا آنگاه که مرد به امید سودی سفر دریا پیش گرفت و کشتی به خیکهای نفت انباشته بود . توفان برخاست ، ناخدا به سبک کردن کشتی فرمان داد . بازرگان از بیم جان با دست خویش خیکها به آب می افکند و می گریست . شاگرد به طنز گفت : انگشت انگشت مبر تا خیک خیک نریزی .

امثال و حکم دهخدا

  • بازدید: 897
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت انگشت انگشت مبر تا خیک خیک نریزی
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title