میهن نما
میهن نما
گفتاورد

چگونه ممکن است خون ایرانی در رگ های کسی جاری باشد و مداخله اجنبی را در کشور تحمل نماید ؟

دکتر محمد مصدق

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

شنیدم وقتی ، سه مرد راهزن با یکدیگر شریک شدند و سالها بر راههای مسلمانان کمین بی رحمتی گشودندی ، و بر کاروان عصمت خلایق زدندی . در پیرامون شهری ، زیر سنگی ، صندوقچه ای زر یافتند . با غایت خرم و خوشدل شدند و یکی را به اتفاق از میانه تعیین کردند که در این شهر می باید رفتن و طعامی آوردن که ما به کار بریم . بیچاره در رفتن مبادرت نمود ، رفت و طعام خرید ، و حرص مردارخوار مردمکش ، او را بر آن داشت که چیزی از سموم قاتل در طعام آمیخت ، بر اندیشه آنکه ایشان بخورند و هلاک شوند و مالی که یافته اند برای او بماند . داعیه رغبت مال آن هر دو را نیز باعث آمد بر آنکه فرستاده چون باز آید .زحمت وجود او را از میان بردارند . وآنچه یافتند بر یکدیگر قسمت کنند . مرد باز آمد و طعام آورد . ایشان برخاستند و اول حلق او را سخت بیفشردند و هلاکش کردند . پس بر سر طعام نشستند و خوردند و بر جای سرد شدند و بمردند . صندوقچه ی زر در کنار سه جسد همچنان بی صاحب بماند ...

(مرزبان نامه ، رویه ی 123 تا 135 )

  • بازدید: 1181
 

دیدگاه ها 

 
+1 #1 ايراني06 13 آبان 1394 ساعت 01:23
شبيه همين داستان درانجيل هم هست كه حضرت عيسي بعداحوال راهزنان ميفرماي دشكم گرسنه را ناني پركندولي چشم گرسنه را دنيايي نتواندسيركند
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت سه شریک راهزن
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

گل بی عیب خداست

تنها خداوند است که هیچگونه عیبی ندارد و انسانها هر یک دارای عیب هایی می باشند و ما نباید از یکدیگر عیب بگیریم .

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title