میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سرنوشت با پروردگار است، خشنود به آنم، شکوه نمی کنم، در سختی شکیبایم، بدتر از این سختی نیز باشد و سختی بگذرد، در پناه و یاری پروردگار.

بزرگمهر

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان حکایت ملانصرالدین و چشیدن خوراک
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

ملانصرالدین برای دیدن دوستش به خانه ی آنها رفت . اتفاقا آنها شام می خوردند ، به ملا هم تعارف کردند . ملا گفت : نه خیلی ممنون ! من شام خورده ام ، اما چون تعارف می کنید کمی از غذا را می چشم . ملا پای سفره آمد و خوردن آغاز کرد . بگونه ای که به هیچ کس مجال خوردن نداد . صاحبخانه که دید ملا تمام غذای سر سفره را خورد ، گفت : جناب ملا ، از این پس شام را پیش ما بیایید و چشیدن را برای خانه ی خودتان بگذارید . ملانصرالدین ص 157

  • بازدید: 579
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

جوجه را آخر پاییز می شمارند

زود داوری مکن , درنگ کن و فرجام کار ببین

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title