میهن نما
میهن نما
گفتاورد

آنگاه که بی جنگ و پیکار به بابل درآمدم , همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند .من برده داری را برانداختم . فرمان دادم هر کس در پرستش خدای خود آزاد باشد .شهرهای ویران را آباد کردم.

کورش بزرگ

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

يکي از شاهان شيفته کبوتربازي بود، وقتي با يکي از خدمتکاران در يکي از روستاها مسابقه بگذاشت. و کس نزد وزير خويش به شهر فرستاد تا برگويد که کبوتر کدام يک پيشي داشته است. وزير را خوش نيامد که بنويسد کبوتر خادم پادشاه پيشي داشته است. و نمي دانست چه بايد کند. کاتبش گفت: بنويس:

«اي سروري که بختت بر نصيب ديگران پيروز است کبوتر تو پيشي داشت اما حاجب خويش را پيشتر فرستاده بود. وزير، اين سروده را نيک دانست و فرمان داد کاتب را جايزه دهند. (کشکول شیخ بهایی)

  • بازدید: 816
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت پادشاه و کبوتر بازی
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

ریش و قیچی دست شماست

صاحب اختیار شمائید و هرطور بخواهید عمل نمائید

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • چرا پارسه را تخت جمشید خواندند؟
    دوست عزیز جمشید پادشاه اسطوره ای است و میتونه چنین شخصی وجود نداشته باشه...جمشید پادشاه پیشدادی بوده درست مثل هوشنگ که اتش را اختراع کردوو میتونه اشاره به مردمی کهن داشه باشه که بعدها به صورت شخص چون جمشید نمود پیدا کرده...در هر صورت اسطوره داستان شفاهی مردمیست که باید بحث شه که ریشه اش چه بوده...و فرق داره با اثاری که مستقیم به چشم دیده میشن.. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بانو
تبلیغات


Your SEO optimized title