میهن نما
میهن نما
گفتاورد

هر که ناموخت از گذشت روزگار

هیچ ناموزد ، ز هیچ آموزگار

رودکی سمرقندی

(چنانکه  امروزه می گویند : مردمانی که تاریخ خود را نشناسند ، محکوم به تکرار آنند)

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

زاهدی از جهت قربان(برای قربانی کردن)گوسپندی خرید.درراه طایفه ی طرَاران(دزدان)بدیدند.طمع در بستند و با یکدیگر قرار دادند که اورا بفریبند و گوسپند بستانند.پس یک تن به پیش او در آمد و گفت:این سگ را کجا میبری؟ دیگری کفت:این مرد عزیمت شکار میدارد که سگ در دست گرفته است؟سوم بدو پیوست و گفت:اودر کسوت اهل صلاح است امّا زاهد نمیماند؛که زاهدان با سگ بازی نکنند و دست و   جامه ی خودرااز آسیب او صیانت واجب بینند.

ازاین نسق هر چیز میگفتند تاشکّی در ل زاهد افتاد و خود را در آن متّهم گردانید و گفت که شاید بُود که فروشنده ی این،جادو بوده است و چشم بندی کرده.در جمله گوسپند را بگذاشت و برفت و آن جماعت بگرفتندوببردند!!!

کلیله و دمنه

  • بازدید: 1089
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت مرد زاهد و دزدان
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است

کار نیک و عمل صالح را هر وقت انجام دهی اجر خود خواهی برد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
دیدگاه کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title