میهن نما
میهن نما
گفتاورد

اسماعیل آذر

زمانی که از ایران خارج می‌شوم بعد از چند روز بغض گلویم را می‌فشارد. با این که شرایط تحصیل و تدریس در چندین دانشگاه با امتیازات خوب دنیا برایم مهیا شد ولی تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم بیش از حداکثر 30 روز ایران را ترک کنم.

اسماعیل آذر

کاربردی
پیشنهاد ویژه

زاهدی از جهت قربان(برای قربانی کردن)گوسپندی خرید.درراه طایفه ی طرَاران(دزدان)بدیدند.طمع در بستند و با یکدیگر قرار دادند که اورا بفریبند و گوسپند بستانند.پس یک تن به پیش او در آمد و گفت:این سگ را کجا میبری؟ دیگری کفت:این مرد عزیمت شکار میدارد که سگ در دست گرفته است؟سوم بدو پیوست و گفت:اودر کسوت اهل صلاح است امّا زاهد نمیماند؛که زاهدان با سگ بازی نکنند و دست و   جامه ی خودرااز آسیب او صیانت واجب بینند.

ازاین نسق هر چیز میگفتند تاشکّی در ل زاهد افتاد و خود را در آن متّهم گردانید و گفت که شاید بُود که فروشنده ی این،جادو بوده است و چشم بندی کرده.در جمله گوسپند را بگذاشت و برفت و آن جماعت بگرفتندوببردند!!!

کلیله و دمنه

  • بازدید: 1218
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت مرد زاهد و دزدان
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

آب از دهان سرازیر شدن

بسیار شیفته چیزی بودن

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • عشایر و کوچ نشینان ایران
    سلام اطلاعات کلی بود ولی بد نبود لطفا اگر مقدور هست بفرمائید چطور میشه با این عشایر ارتباط برقرار کرد یا اینکه چطور میشه مدتی رو کنار عشایر اقامت داشت؟ ممنون میشم پاسخ بدید... نمایش / پاسخ
    فرستنده : Mary.fal


Your SEO optimized title