میهن نما
میهن نما
گفتاورد

کاشفی سبزواری

اگر پرسند که چهار ادب کدام است؟ بگوي اول به دو زانو نشستن هم پير را و هم جماعت را. دويم سخن بسيار ناگفتن. سيّم بسيار در خود نگه ناکردن. چهارم آب دهن نا انداختن.

روانشاد حسین واعظ کاشفی سبزواری

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

زنون حکیم، مردی را بر ساحل دریا اندوهگین دید که بر دنیا غم می خورد. حکیم او را گفت که بر دنیا غم مخور، اگر در نهایت توانگری، در کشتی بودی و کشتی ات در دریا شکسته بود و در حال غرق شدن بودی، آیا نهایت آرزوی تو این نبود که نجات یابی و همه ثروتت را از دست دهی؟
گفت: آری
حکیم گفت: اگر بر دنیا فرمانروایی داشتی وهمه افراد پیرامونت قصد کشتن تو را داشتند، آیا آرزوی تو نجات یافتن از دست آنان نبود، حتی به بهای از دست رفتن هر آنچه داری؟
گفت: آری
حکیم گفت: اکنون گمان بر، تو، همان توانگری و اینک همان پادشاه که ثروت و قدرتت را از دست داده ای ولی جانت را به سلامت حفظ کرده ای.
مرد به سخن او آرام گرفت.

کشکول شیخ بهایی

  • بازدید: 679
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت مرد اندوهگین بر ساحل دریا
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

نوشدارو پس از مرگ سهراب

اشاره به چاره جویی بد هنگام

( دیر انجام دادن کاری )

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title