میهن نما
میهن نما
گفتاورد

برپای خیزید و فرهنگ خویش بازشناسید و جایگاه خویش و کشور خویش را در جهان بازیابید و ارزش دستاوردهای بی شمار فرهنگی پدران و مادران خویش را در پهنه میدان فرهنگ جهانی باز بینید و در این زمان که هیاهویی خفیف، از جنبش آبخیزهای ژرفای دریای جان ایرانیان به گوش میرسد، و از همه سو جنبشهای فرهنگی تازه را پدید میآورد. . . این زمان زرین را، که همهمه نهفته بیداری جان ایرانیان، نرم نرمک آشکار میشود از دست مدهید! این تپش، تپش دل فرهنگ ایران است، آن را دریابید! این دم، دم گرم جان نیاکان است آن را فروبرید!

فریدون جنیدی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

زنون حکیم، مردی را بر ساحل دریا اندوهگین دید که بر دنیا غم می خورد. حکیم او را گفت که بر دنیا غم مخور، اگر در نهایت توانگری، در کشتی بودی و کشتی ات در دریا شکسته بود و در حال غرق شدن بودی، آیا نهایت آرزوی تو این نبود که نجات یابی و همه ثروتت را از دست دهی؟
گفت: آری
حکیم گفت: اگر بر دنیا فرمانروایی داشتی وهمه افراد پیرامونت قصد کشتن تو را داشتند، آیا آرزوی تو نجات یافتن از دست آنان نبود، حتی به بهای از دست رفتن هر آنچه داری؟
گفت: آری
حکیم گفت: اکنون گمان بر، تو، همان توانگری و اینک همان پادشاه که ثروت و قدرتت را از دست داده ای ولی جانت را به سلامت حفظ کرده ای.
مرد به سخن او آرام گرفت.

کشکول شیخ بهایی

  • بازدید: 733
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت مرد اندوهگین بر ساحل دریا
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title