میهن نما
میهن نما
گفتاورد

کاشفی سبزواری

اگر پرسند که چهار ادب کدام است؟ بگوي اول به دو زانو نشستن هم پير را و هم جماعت را. دويم سخن بسيار ناگفتن. سيّم بسيار در خود نگه ناکردن. چهارم آب دهن نا انداختن.

روانشاد حسین واعظ کاشفی سبزواری

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

روزي بهلول بر هارون وارد شد . هارون گفت اي بهلول مرا پندي ده . بهلول گفت اي هارون اگر در بیابانی که هیچ آبی در آن نیست و تشنگی بر تو غلبه نماید و غریب به موت شوي ، آیا چه میدهی که تو را جرعه اي آب دهند که عطش خود را فرو نشانی ؟ گفت صد دینار طلا . بهلول گفت: اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی ؟ گفت: نصف پادشاهی خود را می دهم .

بهلول گفت پس از آنکه آب را آشامیدي ، اگر به مرض حبسالیوم مبتلا گردي و رفع آن نتوانی باز چه میدهی که کسی علاج آن درد را بنماید ؟

هارون گفت نصف دیگر پادشاهی خود را . بهلول جواب داد : پس مغرور به این پادشاهی مباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست. آیا سزاوار نیست که با خلق خداي عزوجل نیکویی کنی ؟!

  • بازدید: 1117
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت پند دادن بهلول هارون را
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

هر که بامش بیش برفش بیشتر

هر کس جایگاه بالاتری داشته باشد ، دردسرها و گرفتاریهای بیشتری نیز دارد


پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
دیدگاه کاربران
  • داستان جوانمردی پوریای ولی
    اگر تا حالا فیلم واقعی از زندگی این انسان وارسته ساخته نشده است .بهترین سوژه برای ساخت یک الگوی عینی برای جوانان امروز بویژه جوانان ورزشکار و ورزش دوست می باشد. نمایش / پاسخ
    فرستنده : توحیدی
تبلیغات


Your SEO optimized title