میهن نما
میهن نما
گفتاورد

محمدکاظم کاظمی

ما خودمان را با جامعه ایران، همزبان و هم کیش و هم دل و همراه می‌بینیم. ببینید که چقدر از هموطنان ما در جبهه جنگ تحمیلی شهید شده اند و همین الان هم در سوریه می‌جنگند، چند نفر از مهاجران با سختی ها و دشواری های زیاد، در سال‌های سخت، برای سازندگی و بازسازی کشور کار کردند. ما احساس می‌کنیم که جامعه ایران برای ما نزدیک ترین هستند، اگر از مهاجران افغان هم بپرسید که نزدیک ترین کشور به شما کدام است، می‌گویند ایران.

محمدکاظم کاظمی سراینده ی افغان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان حکایت گوشت و غلام
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

کی از بزرگان به غلامش گفت: از مال خود گوشتی بستان و از آن طعامی ساز تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام شاد شد. گوشتی خرید و بریانی ساخت و پیش او آورد.
خواجه خورد و گوشت را به غلام سپرد.
دیگر روز گفت: بدان گوشت، آبگوشتی زعفرانی تهیه کن تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام فرمان برد. دوباره تکه گوشت را به غلام سپرد که کمی روغن بستان و با آن گوشت، طعامی برای دیگر روز فراهم کن تا بخورم و تو را آزاد سازم.
غلام گفت: ای خواجه تو را به خدا بگذار من هم چنان غلام تو باشم و این تکه گوشت را آزاد کن!
........
روزنامه خراسان

  • بازدید: 1064
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

نشخوار آدمیزاد حرف است

اگر پرگویی می کنم ایرادی ندارد، حرف زدن خود نوعی از سرگرمی است

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title