میهن نما
میهن نما
گفتاورد

آرزویم شناساندن ایران باستان است به فرزندان کنونی این سرزمین و از این راه مهر و علاقه ای نسبت به این مرز و بوم برانگیختن و به یاد پارینه به آبادانی این دیار کوشیدن .

روانشاد ابراهیم پور داوود

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان حکایت احمق تر از ابله
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

روزی از احمقان حکایتی چند می گفتیم . یکی حکایت کرد که شخصی ده تخم ماکیان (مرغ) به دامن داشت احمقی را گفت . اگر گفتی چه در دامن دارم تخم ها از آن تو و اگر گویی چند است هر ده از آن تو . گفت : ای برادر خدا نیستم که از غیب خبر دهم نشانی بگو باشد که بگویم . گفت : چند چیز زرد است در میان چند چیز سفید . گفت : دانستم . گزر(هویج) است در میان ترب . چندان از این حکایت خندان شدیم که امکان سخن گفتن نماند, قضا را یکی از امرا حاضر بود . متحیرانه بگفت عاقبت معلوم شد که چه در دامن داشت ؟ این بگفت و اهل مجلس بیش از پیش خندیدند .

پریشان قاآنی نقل از " هزار سال نثر فارسی " ج 3 ص 1246  و موش و گربه شیخ بهایی ص 66

  • بازدید: 1130
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title