میهن نما
میهن نما
گفتاورد

برپای خیزید و فرهنگ خویش بازشناسید و جایگاه خویش و کشور خویش را در جهان بازیابید و ارزش دستاوردهای بی شمار فرهنگی پدران و مادران خویش را در پهنه میدان فرهنگ جهانی باز بینید و در این زمان که هیاهویی خفیف، از جنبش آبخیزهای ژرفای دریای جان ایرانیان به گوش میرسد، و از همه سو جنبشهای فرهنگی تازه را پدید میآورد. . . این زمان زرین را، که همهمه نهفته بیداری جان ایرانیان، نرم نرمک آشکار میشود از دست مدهید! این تپش، تپش دل فرهنگ ایران است، آن را دریابید! این دم، دم گرم جان نیاکان است آن را فروبرید!

فریدون جنیدی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

روزی از احمقان حکایتی چند می گفتیم . یکی حکایت کرد که شخصی ده تخم ماکیان (مرغ) به دامن داشت احمقی را گفت . اگر گفتی چه در دامن دارم تخم ها از آن تو و اگر گویی چند است هر ده از آن تو . گفت : ای برادر خدا نیستم که از غیب خبر دهم نشانی بگو باشد که بگویم . گفت : چند چیز زرد است در میان چند چیز سفید . گفت : دانستم . گزر(هویج) است در میان ترب . چندان از این حکایت خندان شدیم که امکان سخن گفتن نماند, قضا را یکی از امرا حاضر بود . متحیرانه بگفت عاقبت معلوم شد که چه در دامن داشت ؟ این بگفت و اهل مجلس بیش از پیش خندیدند .

پریشان قاآنی نقل از " هزار سال نثر فارسی " ج 3 ص 1246  و موش و گربه شیخ بهایی ص 66

  • بازدید: 1332
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان حکایت احمق تر از ابله
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آب چیزی را کشیدن

حداکثر استفاده را از آن کردن

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
دیدگاه کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title