میهن نما
میهن نما
گفتاورد

لوريس چکناواريان

من هيچ گاه خودم را از اقليت‌ها نمي‌دانم، هر کس تعريف ايران را بداند بايد قبول کند که هيچ کس اقليت نيست. نسل ما از کوروش بزرگ است و ايران هم اسم يک ملت نيست اسم يک سرزمين است. در تاريخ گاهي جنگ مي‌شود و سرحدات مرزها تغيير مي‌کند اما قرار نيست هويت ما از بين برود، ايران هميشه کشور من بوده است.

لوريس چکناواريان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

روزی شاه عباس به تماشای خزینه جواهرات سلطنتی رفته بود . شاعری که شانی تخلص می كرد، قصیده ای با این مطلع در مدح شاه عباس خواند :

اگر دشمن خورده باده و گر دوست /  به طاق ابروی مردانه اوست!

شاه عباس خیلی خوشش آمد و دستور داد مقدار قابل توجهی زر مسكوك به او صله دادند .
شاعر دیگری به محض شنیدن حاتم بخشی شاه عباس ، مدیحه ای سراپا چاپلوسی ساخت و به حضور شاه عباس كه تصادفا در اصطبل همایونی بود ، شتافت و شعرش را خواند .
شاه امر كرد : سه مقابل وزن این مرد به او سرگین اسب بدهند!
شاعر عرض كرد : قربانت شوم . چرا شانی را زر مسكوك و مرا سرگین اسب ؟!
شاه عباس پاسخ داد : : « آنجا خزینه بود و اینجا طویله است و الا شما را فرقی نمی گذارم .

...............................

هزار دستان - اسكندر دلدم

  • بازدید: 932
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه سرگین اسب ، پاداش شاه عباس به شاعر چاپلوس
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

از چاله در آمد به چاه افتاد

دچار زیان و سختی بزرگتری شد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title