میهن نما
میهن نما
گفتاورد

هر که ناموخت از گذشت روزگار

هیچ ناموزد ، ز هیچ آموزگار

رودکی سمرقندی

(چنانکه  امروزه می گویند : مردمانی که تاریخ خود را نشناسند ، محکوم به تکرار آنند)

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

روزی شاه عباس به تماشای خزینه جواهرات سلطنتی رفته بود . شاعری که شانی تخلص می كرد، قصیده ای با این مطلع در مدح شاه عباس خواند :

اگر دشمن خورده باده و گر دوست /  به طاق ابروی مردانه اوست!

شاه عباس خیلی خوشش آمد و دستور داد مقدار قابل توجهی زر مسكوك به او صله دادند .
شاعر دیگری به محض شنیدن حاتم بخشی شاه عباس ، مدیحه ای سراپا چاپلوسی ساخت و به حضور شاه عباس كه تصادفا در اصطبل همایونی بود ، شتافت و شعرش را خواند .
شاه امر كرد : سه مقابل وزن این مرد به او سرگین اسب بدهند!
شاعر عرض كرد : قربانت شوم . چرا شانی را زر مسكوك و مرا سرگین اسب ؟!
شاه عباس پاسخ داد : : « آنجا خزینه بود و اینجا طویله است و الا شما را فرقی نمی گذارم .

...............................

هزار دستان - اسكندر دلدم

  • بازدید: 981
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه سرگین اسب ، پاداش شاه عباس به شاعر چاپلوس
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آمدم ثواب کنم کباب شدم

آمدم خوبی کنم ، بدی دیدم

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • نبرد قادسیه نخستین جنگ بزرگ ایران و عرب
    سلام.تاریخ دست نوشته انسان هاست و بیشک هر امت و گروهی پیروان و مخالفان و جان نثاران و کینه توزانی داشته و دارد و نگارندگان تاریخ هم میتوانند مستثناء از این قائده نباشند.گذشته از اینکه خود متن نگارنده ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : سلام
تبلیغات


Your SEO optimized title