میهن نما
میهن نما
گفتاورد

روانشاد ذبیح الله صفا

تداوم فعالیت های فرهنگی ایرانیان در بحبوحه حملات و بی ثباتیهای اوضاع در طول قرن های هفتم تا دهم ، نشانه ی آنست که روان روشن و اندیشه ی نیرومند ایرانی حتی در سخت ترین احوال از فعالیت باز نایستاد و در خلال همین روزگاران بود که فرهنگ ایرانی بهمراهی و با دستیاری مهاجمان غیرایرانی از یک طرف به دیوار چین رسید و از جانبی دیگر تا سواحل دریای آدریاتیک را تحت نفوذ خود در آورد و در همان حال تا بنگال شرقی و شبه جزیره ی دکن پیشرفت کرد و مایه ی ظهور شاعران و نویسندگان بزرگی بزبان پارسی گردید .

روانشاد ذبیح الله صفا

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

پیرزالی که سه گاو داشت ، با دخترش مهستی در روستای تکاو زندگی می کرد .

داشت زالی به روستای تگاو

مهستی نام دختری و سه گاو

یک زمان دختر پیرزال بیمار شد و رنگ از رخساره اش پرید و روز به روز اندام زیبایش به لاغری گرایید . پیرزال بسیار اندوهگین شد . هر روز ورد زبانش این بود که : تو چرا مریض شدی ؟ کاش من به جای تو مریض می شدم . الهی مادر پیش مرگ تو بشود ولی تو سلامتت را بازیابی .

از قضا ، روزی یکی از گاوهای پیرزن که سرش را برای نوشیدن آب در دیگ کرده بود ، سرش در دیگ گیر کرد . چون سرش را بالا آورد ، دیگ هم بالا آمد ، ترس گاو را فراگرفت ، هیچ جا را نمی دید و همینطور بی هدف این سو و آنسو می دوید ، تا اینکه وارد خانه شد و یک راست به طر ف پیرزن رفت .

پیرزن گمان کرد که دعای وی مستجاب شده و این عزرائیل است که آمده جان او را بگیرد .زبانش بند آمد و به جای آنکه بگوید : ملک الموت. گفت : ای مقلوت ، به خدا من مهستی نیستم ، من یک پیرزال رنجورم ، تو اگر آمده ای جان مهستی را بگیری ، اشتباه نکن ، او آنجاست ، برو آنجا ، از من بگذر ، تو میدانی و آن دختر ، هر کار دلت می خواهد بکن .

یار نبود که بر درِ زندان

چشم گریان و لب بود خندان

یارت آن باشد ار نیاری خشم

که ز سر بفکند برای تو چشم

گیرد ار پرسیش پسندیده

گفته ناگفته دیده نادیده

هرکه وقت بلا ز تو بگریخت

به حقیقت بدانکه رنگ آمیخت

....................

حدیقه الحقیقه سنایی

نثر : دکتر غلامحسین غلامحسین زاده

  • بازدید: 1227
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه الهی پیش مرگت بشوم مهستی
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

از هر دست بدی از همون دست پس میگیری

هر بدی یا خوبی که در حق دیگران انجام دهیم در حق خودمان هم انجام میدهند

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سرود زیبای سرفراز باشی میهن من
    من با این سرود خیلی زیاد ارتباط برقرار می کنم وازاین سرود خیلی خوشم می آید ماسال ۹۴ درمدرسه ۵۰۰ باراین سرود را خواندیم من امسال خیلی از این سرود یاد کردم ممنون برای اینکه این سرود را گذاشتین♡ نمایش / پاسخ
    فرستنده : بهار روان بخش
تبلیغات


Your SEO optimized title