میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عزیزاله جوینی

شاهنامه تنها کتابی است که در آن هیچ اختلافی دربارة مذاهب و ادیان نیست؛ فردوسی هرگز به دین کسی اهانت نکرده و آن را خوار نشمرده است .شاهنامه کتابی است که در حقیقت سند ایران و هم تاریخ این کشور است. این کتاب را باید خواند و یاد گرفت و جزء وظایف ملّی خود دانست و در حوزه ها و دانشگاه ها به آن کتاب جایگاهی ویژه داد،

روانشاد عزیزاله جوینی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

اردشیر بابکان بر همسرش دختر اردوان خشم گرفت و فرمان داد تا ابرسام وزیر ، زن را بکشد . زن به ابرسام گفت : من چند ماهه آبستنم. وزیر را رحم آمد ، پس به خانه آمد و زن را حفظ کرد ، و در همان وقت ، آلت مردی خود را هم برید و در جعبه ای چوبین نهاد ، و آن را مهر کرد و به حضور اردشیر برد و از او خواست تا آن را نزدیک تن از معتمدان خویش به امانت نگاه دارد ... اردشیر چنان کرد . پسری زاده شد . مدت ها بعد اردشیر در غم و اندوه فرو رفته ، به ابرسام گفت : من بر بسیط زمین دست یافتم ، ولی فرزندی ندارم تا جانشین من شود . در این وقت کودک پنج ساله شده بود .

ابرسام گفت : فرزندی تو را هست . پس دستور داد تا اول فرزند را آوردند ، و سپس گفت آن حقه (جعبه) را بیاورند . حقه را آوردند ، آن را گشود ، آلت مردی وزیر بود که در حقه خشک شده بود !

پس کودک را ولیعهد ساخت ، و ابرسام را که برای باقی ماندن جانشین او حاضر به نقص عضور خود شده بود ، مورد عنایت بیشتر قرار داد  و چهره ی او را بر سکه ها رسم کرد .

(الاخبار الطوال دینوری – برگردان نشات )

وزیر خواسته بود ثابت کند که بچه از خود شاه است .

..................................

حماسه ی کویر - باستانی پاریزی

  • بازدید: 2297
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه فداکاری ابرسام ، وزیر اردشیر بابکان
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

چیزی که آشکار و مشخص است نیازی به گفتن و بیان کردن ندارد

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سخنانی از مولانا
    درودفراوان برشماای سره مرد!!باری ای هم میهن ازشمابسی سپاس هم ازبهرجستارهای زیباوآموزنده هم برای این پارسیگویی وبهره گیری ازواژگان ناب وسره پارسی ما ایرانیان وامدار ابرمردانی همچون شماییم!!باری ای دوست هزاران بارسپاس نمایش / پاسخ
    فرستنده : ساسان هخامنشان
تبلیغات


Your SEO optimized title