میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ناصر حجازی

وقتی من در یک نما از تلویزیون کویت دیدم که عراقیها در یکی از مناطق ایران پرچم خودشان را برافراشته اند و تلویزیون های بیگانه مانند کویت این صحنه ها را با آب و تاب تعریف و تفسیر می کردند خون درون رگهایم بجوش آمد . آنجا بود که حس کردم خاک وطن مانند گوشت تن است و دادن این خاک همانقدر دردناک است که یکی از اعضای بدن را از دست بدهیم .

روانشاد ناصر حجازی ، ورزشکار ایرانی

کاربردی
پیشنهاد ویژه

مظفرالدین شاه روزی در شکار بود ، یک دهاتی از آن طرف عبور کرد ، شاه سرحال بود ، خطاب به او گفت :

مردکه پدرسوخته ، میتوانی آن شکارها را به این طرف رم بدهی ؟

چند روز بعد ، آن روستایی ادعا کرد که کدخدای ده است و شروع به بگیر و ببند دهاتی ها کرد . مردم شکایت به پیشکار حاکم بردند ، و وقتی احضارش کرد و پرسید : با چه حکمی کدخدا شده ای ؟ آن مرد با تشدد جواب داد : مردکه پدرسوخته پریروز با شاه تو صحبت کرده ای یا من ؟

پیشکار اندکی به خود فرو رفت و سپس گفت :

حق با شماست ، با کدخدایی که همین پریروز شاه با او صحبت کرده اینطور حرف نباید زد ! دوروز بعد ، حکم کد خدایی با لقب" شکار گردان السلطنه" صادر شد و به امضای حاکم نیز رسید .

کلاه گوشه نوشیروان - باستانی پاریزی

گردآوری برای مهرمیهن : جواد نورمندی پور

این بود سرگذشت کسی که دشنام شنیدن از شاه انیرانی قاجاری برای او سرافرازی در شمار می آمد !

  • بازدید: 1623
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه دشنام شاه قاجاری مایه ی سربلندی است
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

پایت را به اندازه گلیمت دراز کن

به اندازهای که توانایی داری توقع داشته باش

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


Your SEO optimized title