میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ناصر حجازی

وقتی من در یک نما از تلویزیون کویت دیدم که عراقیها در یکی از مناطق ایران پرچم خودشان را برافراشته اند و تلویزیون های بیگانه مانند کویت این صحنه ها را با آب و تاب تعریف و تفسیر می کردند خون درون رگهایم بجوش آمد . آنجا بود که حس کردم خاک وطن مانند گوشت تن است و دادن این خاک همانقدر دردناک است که یکی از اعضای بدن را از دست بدهیم .

روانشاد ناصر حجازی ، ورزشکار ایرانی

کاربردی
پیشنهاد ویژه

کریم خان در زمان ساخت مسجد وکیل ، روزها برای تماشا به سراغ کارگران می رفت .یک روز که خسته شده بود قلیانی خواست .قلیان طلایی مرصع برایش آوردند.مشغول کشیدن بود ، متوجه شد که یکی از کارگران سخت به او خیره شده است . او را پیش خواند و علت را پرسید . کارگر ساده گفت : تو را می دیدم و با خدای کریم می گفتم یا کریم ! تو یک کریمی ، این هم یک کریم ، من هم یک کریم ! خان خندید و قلیان مرصع را به کارگر – که کریم نام داشت -  بخشید که همراهان کریم خان همان لحظه آن را به قیمت گزاف خریدند و آن مرد مسکین بدین سخن عامیانه به دولت و ثروت مخصوص گشت .

روضه الصفا – ج 9 – ص 124  ( برگرفته از : حماسه کویر – باستانی پاریزی )

گردآوری برای مهرمیهن : جواد نورمندی پور

  • بازدید: 1586
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 تهمینه 10 بهمن 1393 ساعت 21:29
داستان بامزه ای بود.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه ناداری که با یک سخن دارا شد
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

دیوار موش دارد ، موش هم گوش دارد

برای پیشگیری از فاش شدن ، رازها و سخنان نهانی را نباید با آواز بلند گفت

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • دریافت مستند جشن آتش (چهارشنبه سوری)
    درود و سپاس از یاران مهر میهن که در بازشناسی آیین های ناب اریایی و رویارویی با هرزه گری های ایران ستیزان می کوشند و در روزگار پرتنش و سراسر سیاهنمایی دشمنان میهن پرتو امید می تابانند . پاینده باشید. و نوروزتان آکنده از شادی و سرخوشی باد. نمایش / پاسخ
    فرستنده : شهریار آریابد


Your SEO optimized title