میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

در زمان مظفرالدین شاه، تیمارستان کوچکی در تهران دایر بود و عده ای از افراد مختلف از جمله یکی از رجال که از مدتی قبل اختلال حواس پیدا کرده بود و ادعای سلطنت می کرد در آنجا محافظت می شدند .

روزی مظفرالدین شاه به قصد بازدید به اتفاق نوکران خاص به تیمارستان مزبور رفت. شاه همین که وارد اتاق مرد شد، پرسید: تو که هستی؟ وی با گردنی کشیده گفت: " من سلطان این سرزمینم !".

مظفرالدین شاه خنده ای کرده، رو به وی نمود و پرسید : اگر تو سلطان هستی پس من که مظفرالدین شاهم چه کاره ام؟

آن شخص جواب داد:" من به کشور ایرانی سلطنت می کنم که حدود و ثغورش برابر زمان داریوش است، و تو بر ایرانی سلطنت می کنی که حدودش از دروازه های تهران بزرگتر نیست!"

مظفرالدین شاه از شنیدن این حرف لبخندی زده و به ترکی به همراهان گفت :

کپه اوغلی ، دوز دیر ( یعنی پدرسوخته راست می گوید)

...................................
گردآوری نوشتار : فاطمه جلالپور - زمبیل سوغات وبگردی

  • بازدید: 1906