میهن نما
میهن نما
گفتاورد

روانشاد ذبیح الله صفا

تداوم فعالیت های فرهنگی ایرانیان در بحبوحه حملات و بی ثباتیهای اوضاع در طول قرن های هفتم تا دهم ، نشانه ی آنست که روان روشن و اندیشه ی نیرومند ایرانی حتی در سخت ترین احوال از فعالیت باز نایستاد و در خلال همین روزگاران بود که فرهنگ ایرانی بهمراهی و با دستیاری مهاجمان غیرایرانی از یک طرف به دیوار چین رسید و از جانبی دیگر تا سواحل دریای آدریاتیک را تحت نفوذ خود در آورد و در همان حال تا بنگال شرقی و شبه جزیره ی دکن پیشرفت کرد و مایه ی ظهور شاعران و نویسندگان بزرگی بزبان پارسی گردید .

روانشاد ذبیح الله صفا

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

در زمان مظفرالدین شاه، تیمارستان کوچکی در تهران دایر بود و عده ای از افراد مختلف از جمله یکی از رجال که از مدتی قبل اختلال حواس پیدا کرده بود و ادعای سلطنت می کرد در آنجا محافظت می شدند .

روزی مظفرالدین شاه به قصد بازدید به اتفاق نوکران خاص به تیمارستان مزبور رفت. شاه همین که وارد اتاق مرد شد، پرسید: تو که هستی؟ وی با گردنی کشیده گفت: " من سلطان این سرزمینم !".

مظفرالدین شاه خنده ای کرده، رو به وی نمود و پرسید : اگر تو سلطان هستی پس من که مظفرالدین شاهم چه کاره ام؟

آن شخص جواب داد:" من به کشور ایرانی سلطنت می کنم که حدود و ثغورش برابر زمان داریوش است، و تو بر ایرانی سلطنت می کنی که حدودش از دروازه های تهران بزرگتر نیست!"

مظفرالدین شاه از شنیدن این حرف لبخندی زده و به ترکی به همراهان گفت :

کپه اوغلی ، دوز دیر ( یعنی پدرسوخته راست می گوید)

...................................
گردآوری نوشتار : فاطمه جلالپور - زمبیل سوغات وبگردی

  • بازدید: 1776
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 عمو 26 تیر 1394 ساعت 12:31
بازم بنازم به وجدان وانتقاد پذيريش
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه ای کاش این دیوانه ی هشیار بجای مظفرالدین ، شاه بود!
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج

کاری که بخوبی آغاز نگردد پایان خوبی نخواهد داشت

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سخنانی از مولانا
    درودفراوان برشماای سره مرد!!باری ای هم میهن ازشمابسی سپاس هم ازبهرجستارهای زیباوآموزنده هم برای این پارسیگویی وبهره گیری ازواژگان ناب وسره پارسی ما ایرانیان وامدار ابرمردانی همچون شماییم!!باری ای دوست هزاران بارسپاس نمایش / پاسخ
    فرستنده : ساسان هخامنشان
تبلیغات


Your SEO optimized title