میهن نما
میهن نما
گفتاورد

مهدیه الهی قمشه ای

به مادران جوان پیشنهاد می کنم هر شب برای کودکان تان داستان هایی از ادبیات کهن ایران بخوانید تا بچه ها با فرهنگ و ادبیات سرزمین خود آشنا شوند.

مهدیه الهی قمشه ای

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

در زمان مظفرالدین شاه، تیمارستان کوچکی در تهران دایر بود و عده ای از افراد مختلف از جمله یکی از رجال که از مدتی قبل اختلال حواس پیدا کرده بود و ادعای سلطنت می کرد در آنجا محافظت می شدند .

روزی مظفرالدین شاه به قصد بازدید به اتفاق نوکران خاص به تیمارستان مزبور رفت. شاه همین که وارد اتاق مرد شد، پرسید: تو که هستی؟ وی با گردنی کشیده گفت: " من سلطان این سرزمینم !".

مظفرالدین شاه خنده ای کرده، رو به وی نمود و پرسید : اگر تو سلطان هستی پس من که مظفرالدین شاهم چه کاره ام؟

آن شخص جواب داد:" من به کشور ایرانی سلطنت می کنم که حدود و ثغورش برابر زمان داریوش است، و تو بر ایرانی سلطنت می کنی که حدودش از دروازه های تهران بزرگتر نیست!"

مظفرالدین شاه از شنیدن این حرف لبخندی زده و به ترکی به همراهان گفت :

کپه اوغلی ، دوز دیر ( یعنی پدرسوخته راست می گوید)

...................................
گردآوری نوشتار : فاطمه جلالپور - زمبیل سوغات وبگردی

  • بازدید: 1719
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 عمو 26 تیر 1394 ساعت 12:31
بازم بنازم به وجدان وانتقاد پذيريش
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه ای کاش این دیوانه ی هشیار بجای مظفرالدین ، شاه بود!
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟

خردمند دست به کاری که پایانش پشیمانی است، نمی زند

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title