میهن نما
میهن نما
گفتاورد

علیرضا شاپور شهبازی


کورش نه تنها به دورانی سیاه و خون آلود پایان داد، بلکه قلب ها و فرهنگ ها را به هم نزدیک و خویشاوند ساخت. مردم ایران و یونان و هند و بین النهرین را با هم آشنا کرد و مایه آن شد که فرهنگ و افکار آنان با هم برخورد کند و پیشرفت نماید. وی یکی از مردان تاریخی و از فرمانروایان توانایی است که بر دامن پاکی و انسانیت لکه ای به جای نگذارد.

پروفسور شاپور شهبازی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان داستان های کوتاه خوابی که زندگی ناصرخسرو را دگرگون کرد
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

ناصر خسرو تا حدود 40 سالگی در دربار پادشاهان مشغول به کار بود و به ثروت‏ اندوزی و لذت‏ طلبی پرداخت.

ناصرخسرو یک شب خوابی شگفت می بینید که روند زندگی او را دگرگون می کند :

شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفت چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند، اگر به هوش باشی بهتر. من جواب گفتم که حکما جز این چیزی نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند. جواب داد که بیخودی و بیهوشی راحتی نباشد، حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را بیهوشی رهنمون باشد، بلکه چیزی باید طلبید که خرد و هوش را به افزاید. گفتم که من این را از کجا آرم. گفت جوینده یابنده باشد، و پس سوی قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت. چون از خواب بیدار شدم، آن حال تمام بر یادم بود برمن کار کرد و با خود گفتم که از خواب دوشین بیدار شدم باید که از خواب چهل ساله نیز بیدار گردم.

 

ناصر خسرو از خواب بیدار شد و آنچه را در خواب دیده بود به یاد آورد. بر آن شد که همان‏گونه که از آن خواب بیدار شده بود از خواب چهل ساله‏ ی خود نیز بیدار شود و دست از گناهان بشوید.

پس می گوید :

اندیشیدم که تا همه افعال و اعمال خود بدل نکنم فرح نیابم. روز پنجشنبه ششم جمادی الاخر سنه سبع و ثلثین و اربعمایه نیمه دی ماه پارسیان سال بر چهارصد و ده یزدگردی. سر و تن بشستم و به مسجد جامع شدم و نماز بکردم و یاری خواستم از باری تعالی به گذاردن آنچه بر من واجب است و دست بازداشتن از منهیات و ناشایست چنان که حق سبحانه و تعالی فرموده است.

در دیوان اشعار خود در این باره سروده است:

ای برادر، گر ببینی مرمرا

باورت ناید که من آن ناصرم

چون دگرگون شد همه احوال من

گر نشد دیگر به گوهر عنصرم؟

گر شدم غره به دنیا لاجرم

هر جفایی را که دیدم در خورم

گر تو را دنیا همی خواند به زرق

من دروغ و رزق او را منکرم

آن کند با تو که با من کردراست

پیش من بنشین و نیکو بنگرم

فعل‏های او زمن بر خوان که من

مر تو را زین چرخ جافی محضرم

ای مسلمانان به دنیا مگروید

من شما را زو گواه حاضرم

...................

بن مایه : سفرنامه ی ناصر خسرو

گردآورنده : مهدی زیدآبادی نژاد (گروه نویسندگان مهرمیهن)

  • بازدید: 1099
 

دیدگاه ها 

 
+1 #1 رضا 28 فروردین 1393 ساعت 12:51
سلام

این مطلب رو به عنوانِ نمونه، ایرانیانِ غرق در تکبّر و غرور و خودبزرگ بینی بخوانند ... و درس عبرتی بگیرند از تاریخ
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد

رسیدن به آرزوهای بزرگ نیاز به کوشش زیاد دارد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • شگفتیهای شهر سوخته
    اینا ایران ساختن ولی حالاچی سیستان بزرگ به فراموشی رفته ما بعداز مرگ مون چه طوری جلوی جدمون سرمون بالا بگیریم نمایش / پاسخ
    فرستنده : سیستان
تبلیغات


Your SEO optimized title