میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عبدالحسین زرین کوب

امپراتوري كورش و داريوش يك امپراتوري نمونه است كه مورخ مي‌تواند از تأمل در آن دريابد كه مملكت تنها با قدرت نظامي و حتي با نظارت چشم و گوش حكومت، برپا نمي‌ماند، احتياج به تفاهم و تسامح نيز هست و اين تسامح كورشي است كه بي‌شك اسباب سرافرازي تاريخ ايران است

عبدالحسین زرین کوب

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان داستان های کوتاه داستان حضرت ابراهیم و پیرمرد بددین
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

در زمان حضرت ابراهیم (ع) پیرمردی بد دین زندگی می کرد که به ابراهیم خلیل الله و آیین او ایمان نداشت . روزی پیرمرد تصمیم گرفت به خانه ی ابراهیم برود و میهمان او شود و بر سر سفره ی ابراهیم بنشیند . ابراهیم (ع) که از گمراهی آن مرد آگاه بود ، میل نداشت که با او هم نشین شود و بر سر سفره بنشیند . بنابراین به او پیشنهاد داد که یا به دین خداوند یکتا ایمان بیاور و یا ازینجا برخیز و برو. پیرمرد از سخن ابراهیم اندوهگین شد و از جای برخاست و گفت که این نیک نهاد ، درست است که من به دین تو نیستم اما این دلیل آن نیست که نتوانیم دمی را با هم بگذرانیم و در کنار هم خوراکی بخوریم ، سپس  با لبی تشنه و دهان ناخورده از خانه ی ابراهیم بیرون شد . هم اندر زمان از سوی خداوند بر ابراهیم وحی فرود می آید و می گوید: ابراهیم تو که در همه ی رفتار و کردارت بهترین هستی پس بدان که گر چه آن پیرمرد در دین تو نبود اما راندن او هرگز کار درستی نبود !

خداوند به وسیله ی وحی به ابراهیم می فرماید : ابراهیم آن پیرمرد هفتادسال سن دارد و درست نبود او را از خوراک و هم نشینی منع کنی . با آنکه او به تو ایمان نداشت اما ما به دلیل دینش حتی یک روز هم، روزی او را قطع نکردیم ! چه اشکال داشت تو هم دو سه لقمه از روزی خود را به او می دادی ؟

ابراهیم از کردار خویش پشیمان گشت و از خانه بیرون شد و پیرمرد را باز گرداند و بر سر سفره خویش نشاند. پیرمرد که از کار ابراهیم شگفت زده شده بود گفت : چه شد که نخست مرا از خود راندی و اکنون باز گرداندی ؟ ابراهیم در پاسخ فرمود که پیامی از سوی یزدان بیامد و اشتباه مرا به من گوشزد کرد .پیرمرد از این سخن در شگفت ماند و گفت : براستی که خداوندی که پیامبرش را به خاطر یک پیرمرد بیگانه و بد دین سرزنش می کند سزاوار ستایش است ! سپس با اشتیاق تمام ایمان آورد.

هفت اورنگ جامی  –  نویسنده ی نثر : مهدی زیدآبادی نژاد (گروه نویسندگان مهرمیهن)

  • بازدید: 773
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

شنیدن کی بود مانند دیدن

دیدن چیزی با چشم خود بهتر از شنیدن آن از زبان دیگران است

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • هر که بامش بیش برفش بیشتر
    معنی این شعررابه طورکامل ارائه می دهم(هرکسی کسی بام کوتاه تری دارد زحمت کمتری می کشداماهرکسی که بام بلندتری دارد زحمت آن زیاداست بایدتلاش بیشتری کند)ممنون نمایش / پاسخ
    فرستنده : حنانه توحیدی
تبلیغات


Your SEO optimized title