میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ستارخان

من می‌خواهم هفت دولت زیر پرچم ایران باشد، شما به من می‌گویید بروم زیر بیرق روس؟ امکان ندارد.

ستارخان سردار ملی ایران

کاربردی
تازه های تارنما
پیشنهاد ویژه

در شبی مهتابی ، دزدی از بام خانه ی ثروتمندی بالا رفت. صاحبخانه آگاه گردید و برای مقابله با دزد تدبیری اندیشید. پس از همسرش خواست تا با صدای بلند ، راز گرد آمدن ثروتش را از وی بپرسد. زن قبول کرد و مرد پس از امتناع بسیار ، پاسخ داد که ثروتش را از راه دزدی به دست آورده است. زیرا می توانسته در شب های مهتابی با کمک خواندن دعایی افسونگرانه و چنگ زدن به نور ماه به خانه ی مردم وارد شود و پس از گرد آوری اثاث خانه ، با خواندن همان دعا از خانه خارج شود. آن دعای افسونگر ، (سول) بوده که هفت بار می خوانده است. دزد با شنیدن این سخن فریب خورد و هفت مرتبه (سول) را بر زبان راند و خود را به طرف نور ماه پرتاب کرد که ناگاه از بام به زیر افتاد و ثروتمند او را دستگیر کرد. دزد به وی گفت : از بخت بد ، پندت را به کار بستم. اکنون می بینی که چگونه افسون تو ، مرا در آستانه ی مرگ قرار داده است.


  • بازدید: 1917
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 24 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه داستان دزد و مهتاب
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

هر چیز که خار آید یک روز به کار آید

چیزی که امروز به کارمان نمی آید را نباید دور بیندازیم  ، شاید روزی به کار بیاید و آنگاه خود را برای دورانداختن آن سرزنش می کنیم

پیشنهاد
دیدگاه کاربران


Your SEO optimized title