میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سعید نفیسی

من نه ازین جهت که ایرانیم ، بلکه از آن جهت که تاریخ خوانده ام و میانه دارم، میتوانم بجرات گفت که کشوری مردخیز تر از ایران در جهان سراغ ندارم . فرزندان ایران باید فخر کنند که ریشه و تنه و شاخ این درخت برومندند.

روانشاد استاد سعید نفیسی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان داستان های کوتاه داستان بزرگمهر و جامه دزدان
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

سورنا طلفی نیا :

آورده‌اند كه، بزرگمهر، هميشه شبگير(:پگاه) به پيشگاه خسرو انوشيروان دادگر مي‌رفت و به او مي گفت: «شب‌خيز باش تا كامروا باشي.» اين گفته‌ي بزرگمهر چندان به پسند خسرو نمي‌آمد، و آن را چون سرزنشي مي‌پنداشت. از اين‌رو خسرو يك روز چاكران را دستور داد تا هنگام پگاه كه بزرگمهر به دربار مي‌آيد، راه را بر او بسته و جامه‌ي او بستانند. پس چاكران با بزرگمهر چنانكه خسرو دستور داده بود كردند.
بزرگمهر پس از آن پيش‌آمد، به خانه برگشته و جامه‌اي ديگر پوشيده و به دربار خسرو رفت. بنابر‌اين، ديرتر از هر روز به آنجا رسيد. خسرو از او شوند(:سبب) دير آمدنش را پرسيد. بزرگمهر گفت: «هنگام آمدن، دزدان راه بر من بستند و جامه‌ام را از من ربودند و من تا به خانه برگشتم و جامه پوشيدم دير شد». خسرو پرسيد: «مگر هر روز نمي‌گفتي كه شب‌خيز باش تا كامروا باشي»، پس اين گزند هم از شب‌خيزي به تو رسيد. بزرگمهر بي‌درنگ گفت: «شب‌خيز دزدان بودند كه پيش ازمن، از خواب برخواستند، تا كام ايشان روا شد».

مرزبان نامه


  • بازدید: 993
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

کسی که گناهی نکرده است از بازخاست هراسی ندارد

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title