میهن نما
میهن نما
گفتاورد

ابوالفضل بیهقی

من که بوالفضلم ، کتاب بسیار فرو نگریسته ام ، خاصه اخبار ، و از آن التفاطها کرده ، در میانه ی این تاریخ چنین سخنها از بهر آن آرم تا خفتگان و به دنیا فریفته شدگان بیدار شوند ، و هر کس آن کند که امروز و فردا او را سود دارد.

ابوالفضل بیهقی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان داستان های کوتاه داستان بزرگمهر و جامه دزدان
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

سورنا طلفی نیا :

آورده‌اند كه، بزرگمهر، هميشه شبگير(:پگاه) به پيشگاه خسرو انوشيروان دادگر مي‌رفت و به او مي گفت: «شب‌خيز باش تا كامروا باشي.» اين گفته‌ي بزرگمهر چندان به پسند خسرو نمي‌آمد، و آن را چون سرزنشي مي‌پنداشت. از اين‌رو خسرو يك روز چاكران را دستور داد تا هنگام پگاه كه بزرگمهر به دربار مي‌آيد، راه را بر او بسته و جامه‌ي او بستانند. پس چاكران با بزرگمهر چنانكه خسرو دستور داده بود كردند.
بزرگمهر پس از آن پيش‌آمد، به خانه برگشته و جامه‌اي ديگر پوشيده و به دربار خسرو رفت. بنابر‌اين، ديرتر از هر روز به آنجا رسيد. خسرو از او شوند(:سبب) دير آمدنش را پرسيد. بزرگمهر گفت: «هنگام آمدن، دزدان راه بر من بستند و جامه‌ام را از من ربودند و من تا به خانه برگشتم و جامه پوشيدم دير شد». خسرو پرسيد: «مگر هر روز نمي‌گفتي كه شب‌خيز باش تا كامروا باشي»، پس اين گزند هم از شب‌خيزي به تو رسيد. بزرگمهر بي‌درنگ گفت: «شب‌خيز دزدان بودند كه پيش ازمن، از خواب برخواستند، تا كام ايشان روا شد».

مرزبان نامه


  • بازدید: 1021
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

رخت بر بستن

از جهان رفتن ، مردن

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title