میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سید مصطفی محقق داماد

ايرانيان باستان شادي مردمان را توأم با شادماني زندگي براي جانوران و گياهان و زمين و جهان مي‌دانستند.ايرانيان به شخصيتي مانند كوروش مفتخرند كه به نظر ما بهترين عقيده دربارة وي آن است كه او همان «ذوالقرنين» قرآن كريم و از پايه‌گذاران حقوق بشردوستانه، و رعايت اصول انساني و حمايت از منابع زيست‌محيطي در زمان جنگ و درگيري مسلحانه است. ساختمان‌هاي باقي‌مانده از ايران باستان نشان مي‌دهد كه آنان نسبت به مصرف كردن منابع طبيعي قناعت مي‌كردند و كاملاً جانب احتياط را رعايت داشته و منابع طبيعي را از هر گونه آلودگي محفوظ مي‌داشتند .اين است ايران ما واجداد ايرانيان. جاي آن دارد كه خطاب به ايرانياني كه امروز براي طبيعت زيبايشان اهتمام نمي‌كنند، جنگل‌ها را ويران و با طراوت‌ترين نقاط را به زباله دان تبديل مي‌كنند، گفته شود: تو يادگار آن پدراني/ در عرقت از چه خون پدر نيست؟

دكتر سيد مصطفي محقق داماد

کاربردی
پیشنهاد ویژه

بهرام پنجم، پانزدهمین پادشاه سلسله ی ساسانی، فرزند یزدگرد اول است. در آن هنگام که بهرام ولیعهد پدر بود، از نزد او دور بود و در حیره میزیست. پدر او را به نعمان ( بنا بر یکی از روایات طبری و روایات نظامی) یا به منذربن نعمان ( به روایت گزیده ی طبری و روایت فردوسی) سپرده بود تا در بادیه که هوایی خوش داشت تربیت شود. اعیان ملک گویی نمیخواستند پادشاهی در خاندان یزدگرد باشد، پس یکی دیگر از شاهزادگان را به نام خسرو به پادشاهی برگزیدند. منذربن نعمان با لشکر عرب به پشتیبانی بهرام برخاست.عاقبت قرار شد که تاج پادشاهی را در میان دو شیر بنهند و هر که آن را برگرفت، پادشاهی ازآن او باشد. خسرو برجان خود بترسید و پای پیش ننهاد، بهرام گرزی برگرفت و شیران را بکشت و تاج بر سرنهاد.

در شاهنامه، از خورنق، قصری که نعمان برای بهرام ساخته بود، سخنی نیست، حال آنکه نظامی با تفضیل از آن یاد کرده و تاریخ را با افسانه در می آمیزد و افسانه از آنجاست که بهرام در خورنق به حجره ای در بسته میرود و هفت تصویر در آنجا نگاشته میبیند، هر تصویر از آن دختری از یکی از شهریاران هفت اقلیم است: فورک ( دخت رای هند)، یغماناز( دخت خاقان چین)، نازپری ( دخت خوارزم شاه)، نسرین نوش ( دخت شاه سقلاب)، آزریون ( دخت شاه مغرب) همای ( دخت قیصر) و دُرسِتی ( دخت کسری). پیشگویان حکم نوشته بودند که او این هفت عروس را در کنار خواهد گرفت.

این اتفاق سبب میشود که بهرام هفت گنبد، به هفت رنگ و به نام هفت سیاره، بسازد ا در روزی که به آن سیاره انتساب دارد با یکی از دختران پادشاهان هفت اقلیم، در گنبدی نشاط کند.

رنگ سیاه با سیاره ی کیوان، رنگ صندلی با سیاره ی مشتری، رنگ سرخ با مریخ ( بهرام)، زرد ( طلایی) با آفتاب، رنگ سپید با سیاره ی زهره، رنگ فیروزه ای با عطارد و رنگ سبز با ماه مرتبط است. البته نظامی این رنگ ها را به ترتیب در روزهای هفته نقل نکرده است.

پوشیده نیست که هفت روز هفته، هفت رنگ، هفت سیاره، هفت گنبد، هفت پیکر، هفت دختر هفت پادشاه، هفت کشور یا هفت اقلیم، همه تاکید نظامی بر عدد هفت را میرساند که عددی مقدس است. ( مراجعه شود به مبحث اعداد- عدد هفت)


هر شب هفته؛ شاهدخت، گنبد، رنگ و حکایت مخصوص به خود را دارد:

شنبه قصه ی نخستین توسط فورک هندی در گنبد سیاه نقل میشود:

" کنیزی که همواره سیاه میپوشیده، بابت این انتخاب رنگ مورد پرسش قرار میگیرد و حکایت میکند که در گذشته کنیز پادشاهی عادل و مهمان نواز بوده که از همه ی مهمانهایش درخواست میکرده حکایتی را نقل کنند. مدتی از پادشاه خبری نمیشود؛ چون بازمیگردد سراپا سیاهپوش است. او حکایت میکند که یکی از مهمان هایی که از او پذیرایی کرده بود، سیاهپوش بوده و خبر از شهری داده که در چین واقع است و مردمانش همه سیاهپوشند. شاه به جستجوی آن شهر بر میخیزد و آن را میابد. مردم آن شهر هیچ چیزی در مورد رنگ لباسشان به او نمیگویند. شاه، مرد قصاب ساده دلی میابد و گهرهای فراوان نثارش میکند، او میخواهد که دین خود را نسبت به شاه ادا کند و شاه قصد خود را به او میگوید. قصاب از وی میخواهد که شب بازگردد. شب او را به ویرانه ای می برد و در سبدی می نشاند. سبد بال در می آورد و او را بالا میبرد. بعد از آن بوسیله ی مرغی غول پیکر به باغی سرسبز و آباد میرود. شب هنگام، گروهی از دخترکان را میبیند که مهتر آنها، وی را به مهمانی می پذیرد. تا یک ماه، هر شب را به عیش با آنان میگذراند و شب را با یکی از کنیزان سپری میکند. درست هنگامی که دیگر طاقت از مهتر آنان را نمی آورد و در آغوشش میگیرد، خود را درون آن سبد میبیند و زان پس، پادشاه سیاه میپوشد و آن کنیز نیز به خاطر اربابش سیاه پوش میشود

هفت پیکر نظامی

  • بازدید: 2617
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

شتر دیدی ندیدی

اشاره به نگه داشتن راز می باشد

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • آیا کورش ، فریدون شاهنامه است ؟
    در زمان فردوسی خفقان بود وایرانیها جرات نمیکردن از بزرگان ایران مخصوصا ازکوروش نام ببرند جنبش شعوبیه بر علیه سلطه اعراب مسلمان شروع شده بود وفردوسی یکی از بزرگان این نهضت محسوب میشد‌وشاهنامه را نیز بخاطر همین مطلب سرود تا بزرگان ایران را به رخ اعراب بکشه ام نمیشد آشکارا نام برد لذا با اسم های دیگری مثل رستم وفریدون سرود به نظر من کوروش همان ذوالقرنین قران است همان منمنجی مسیح تورات است او اولین منشور حقوق بشر را بنا نمود وبا آزادی مذهبی که به بابلیان داد واز نو ساختن بیت المقدس ونیز احترا م مقدس... نمایش / پاسخ
    فرستنده : حرآبادی ابوالفضل


Your SEO optimized title