میهن نما
میهن نما
گفتاورد

هوشنگ طالع

ما امروز بايد به اين نتيجه برسيم كه تنها دوست ملت ايران در سرتاسر اين جهان، ملت ايران است يعني ما نه دوست هميشگي داريم، نه دشمن هميشگي. بسته به حركاتي كه مي كنيم و بسته به منافع ملي ما در آن زمان، اينها مي توانند تغيير كنند. چيزي را بايد بدانيم كه تنها ياور ما ملت ايران است. حالابايد راه هايي در پيش بگيريم كه با اين ملت در آشتي كامل و صلح و صفاي كامل به سر ببريم. هويت ملي خود را بازيابي كنيم. اين عاملي است كه اين ملت را تا امروز نگه داشته است.

دکتر هوشنگ طالع

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 3
بسیار بدبسیار خوب 

یكی از مریدان عارف بزرگی، در بستر مرگ استاد از او پرسید:
مولای من استاد شما كه بود؟
عارف: صدها استاد داشته ام.
مريد: كدام استاد تأثیر بیشتری بر شما گذاشته است؟
عارف اندیشید و گفت:

در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند.


اولین استادم یك دزد بود.

شبی دیر هنگام به خانه رسیدم و كلید نداشتم و نمی خواستم كسی را بیدار كنم. به مردی برخوردم، از او كمك خواستم و او در چشم بر هم زدنی در خانه را باز كرد. حیرت كردم و از او خواستم این كار را به من بیاموزد. گفت كارش دزدی است. دعوت كردم شب در خانه من بماند. او یك ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بیرون میرفت و وقتی برمی گشت می گفت چیزی گیرم نیامد. فردا دوباره سعی می كنم. مردی راضی بود و هرگز او را افسرده و ناكام ندیدم.


دوم سگی بود كه هرروز برای رفع تشنگی كنار رودخانه می آمد، اما به محض رسیدن كنار رودخانه سگ دیگری را در آب می دید و می ترسید و عقب می كشید. سرانجام به خاطر تشنگی بیش از حد، تصمیم گرفت با این مشكل روبه رو شود و خود را به آب انداخت و در همین لحظه تصویر سگ نیز محو شد.


استاد سوم من دختر بچه ای بود كه با شمع روشنی به طرف مسجد می رفت. پرسیدم:

خودت این شمع را روشن كرده ای؟

گفت: بله.

برای اینكه به او درسی بیاموزم گفتم: دخترم قبل از اینكه روشنش كنی خاموش بود، میدانی شعله از كجا آمد؟ دخترك خندید، شمع را خاموش كرد و از من پرسید:

شما می توانید بگویید شعله ای كه الان اینجا بود كجا رفت؟


فهمیدم كه انسان هم مانند آن شمع، در لحظات خاصی آن شعله مقدس را در قلبش دارد، اما هرگز نمیداند چگونه روشن میشود و از كجا می آید ...


گفتم كه: بوي زلفت، گمراه عالمم كرد.

گفتا: اگر بداني، هم اوت رهبر آيد



  • بازدید: 1708
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه علم عشق در دفتر نباشد
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آب از دهان سرازیر شدن

بسیار شیفته چیزی بودن

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سندی تاریخی درباره شیوه حمله اعراب به ایران
    حمله اسكندر، اعراب، مغول ها و تيمور دروغ هستند آگاه باشيد مردم عزيز ابن ها دروغ هايى هستند كه دشمنان تاريخ ايران گفته اند. اسكندر كه ايرانى بود نه يونانى اعراب هم اصلا براى حمله به ايران قدرتى نداشتند و حتى زمانى كه لورنس عرب به عربستان رفت شاهد جنگ هاى وحشتناك بين قبايل بود چنين قومى چگونه ميتوانند ايران را تصرف كنند؟ اگر اسب هاى مغولستان را ببينيد همين كافى است كه به دروغ بودن حمله چنگيز پى ببري... نمایش / پاسخ
    فرستنده : محمدحسين
تبلیغات


Your SEO optimized title