میهن نما
میهن نما
گفتاورد

هر زمان دشمنان تاخته‌اند اخگرهاي فرو نهفته در خوي و منش ما ايرانيان بيش از پيش پرشرار افروخته شده است.ما در خاكستر نمانده‌ايم مانند بسياري از مردمان و كشورهاي جهان كه از پهنه تاريخ زدوده شده‌اند. من ايران را به ققنوس تشبيه كرده‌ام؛ چرا كه چندين ‌بار ايران از درون خاكستر خود برخاسته است و همچنان پرشور جهان را افروخته است.

میرجلال الدین کزازی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 5
بسیار بدبسیار خوب 

مردی باقلا فراوانی خرمن کرده بود و در کنارش خوابیده بود.فردی که کارش زورگویی و دزدی بود آمد و بنا کرد به پر کردن کیسه اش.صاحب باقلا بلند شد که دزد را بگیرد.هر دو با هم گلاویز شدند.دزد صاحب باقلا را به زمین زد و بر سینه اش نشست.گفت: بی انصاف من می خواستم کمی از باقلاهای تو را ببرم حالا که اینطور شد تو را می کشم و همه را می برم. صاحب باقلا که ترسیده بود و میدانست زورش به دزد نمی رسد گفت: حالا که پای جان در کار است برو " خر بیار باقلا بار کن "

  • بازدید: 2325
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه خر بیار باقلا بار کن
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

در پوست خود نمی گنجد

بسیار شادمان و خرسند است.

( از شادمانی می خواهد پوست خود را پاره کرده و بیرون بپرد)

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • شگفتیهای شهر سوخته
    جمجمه های یافت شده از روی ظاهر برابر جمجمه های آریاییه اما توی تصویر سازی سعی کردند خلاف این را وانمود کنند. نمایش / پاسخ
    فرستنده : سپهر
تبلیغات


Your SEO optimized title