میهن نما
میهن نما
گفتاورد

مهدیه الهی قمشه ای

به مادران جوان پیشنهاد می کنم هر شب برای کودکان تان داستان هایی از ادبیات کهن ایران بخوانید تا بچه ها با فرهنگ و ادبیات سرزمین خود آشنا شوند.

مهدیه الهی قمشه ای

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

روزي سلطان محمود غزنوي در باغ هزار درخت شهر غزنين بر بالاي كوشكي كه چهار در بود نشسته بود و جمعي از جمله ابوريحان در حضور او بودند، ناگاه رو به ابوريحان نمود و گفت: من از كدام يك از اين چهار در بيرون خواهيم رفت؟ نظر خود را بر كاغذي بنويس و در زير تشك من بگذار، ابوريحان كه از منجمان بزرگ بود و خوي سلطان محمود را مي‏دانست نگاهي به چهار در نمود و نظر خود را بر پاره‏اي كاغذ نوشت و زير تشك سلطان نهاد.
محمود گفت: نظرت را اعلام كردي؟ ابوريحان گفت: آري، آنگاه سلطان محمود دستور داد، بنا و بيل و كلنگ آوردند و بر ديواري كه جانب شرق كاخ بود دري بگشودند و سلطان از آن در بيرون رفت و گفت آن كاغذ پاره بياورند، چون نيك نظر كرد ديد ابوريحان بر روي آن نوشته است، كه: سلطان از اين چهار در بيرون نمي‏رود بلكه بر ديوار شرق دري بكند و از آن در بيرون شود!!!
محمود از ابوريحان سخت دلگير شد و دستور داد او را در قلعه غزنين شش ماه زنداني نمودند و بعدها از ابوريحان پرسيدند چگونه اين كار پيش‏بيني نمودي گفت: از غرور سلطان محمود دانستم كه از هيچكدام از درها بيرون نخواهد رفت.


گفتني هاي تاريخ - علي سپهري اردستاني


  • بازدید: 1801
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 كريم 12 اردیبهشت 1391 ساعت 23:03
جاي بسيار افسوس است كهدربين اهل قلم دروغگوهمنمايان ميشودسلطان مخمود غزنوني يك شهشاه عادل وشكسته نفسي بود كه در تاريخ جهان از ان نام برده شدهگفته اند كه محمودغزنوي كه هزاران غلام داشت ==عشقش چنان گرفت كه غلام غلام شد .تمامتخت وتاج پادشاهي رابه غلامي كه برايش شهامت وايماندار به ثبود داد واگذار ساخت .پس غرور از كجا شد
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه ابوریحان و غرور سلطان محمود غزنوی
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

دستش به دهنش می رسد

از پس زندگی خودش بر می آید

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • تیره و نژاد لرها
    مهم این نیست که کدوم طایفه یا قبیله نژاد آریایی اصیل رو داره....مهم اینه که همه ی ما ایرانی ها خون آریایی رو تو رگ هامون داریم و البته دیگه در ایران هیچ طایفه که چه عرض کنم هیچ فردی رو پیدا نمی کنین ک... نمایش / پاسخ
    فرستنده : یه ایرانی
تبلیغات


Your SEO optimized title