میهن نما
میهن نما
گفتاورد

عبدالرفیع حقیقت

يكي از خصوصیات ممتاز دانشمندان و انديشمندان راستين ايراني، آزاد انديشي و مردم گرایي است. كه نماينده وسعت نظر بي انتها و رهایي يافتن از قيود دست و پاگير محدود مربوط به قبيله و گروه و نژاد و شهر و قوم و مملكت و مكتب و توقف نكردن آنان در مراحل مختلف زندگي فريبنده مادي مي باشد . اين خصيصه ی آموزنده و آموزنده جهاني كه راهنماي سعادت بشري و شيوه ی راستين رسيدن به مدارج عالي كمال معنوي است بدون مطالعه و تفحص و تعمق وسيع وهمه جانبه و همچنين تامل و تهذيب و كوشش و جهش فكري و عملي بي وقفه و بي غرضانه و خالي از تعصب امكان پذير نيست .

عبدالرفیع حقیقت

کاربردی
پیشنهاد ویژه

برگرفته از كتاب هزار دستان نوشته اسكندر دلدم - پایگاه یادیار


کريم خان زند هر روز صبح علي الطلوع تا شامگاه براي دادخواهي ستمديدگان و رفع ستم و احقاق حقوق مردم ، در ارك شاهي می نشست و به امور مردم رسيدگي مي كرد . يك روز مردك حقه باز و چاپلوسي پيش آمد و همين كه چشمش به كريم خان افتاد شروع به هاي و هاي گريستن كرده و سيلاب اشك از ديدگان فرو ريخت !
او طوري گريه مي كرد كه هق و هق هايش اجازه سخن گفتن به او نمي داد . شاه ( كه خود را وكيل الرعايا        مي ناميد) دستور داد او را به گوشه اي ببرند و آرام كنند و بعد كه آرام شد به حضور بياورند . مردك حقه باز را بردند و آرام كردند و در فرصت مناسب ديگري به حضور كريم خان آوردند . كريم خان قبل از آنكه رسيدگي به كار او را آغاز كند نوازش و دلجويي فراواني از وي به عمل آورد و آنگاه ا خواسته اش جويا شد .
آن مرد گفت : (( من از مادر كور و نابينا متولد شدم و سالها با وضع اسف باري زندگي كرده و نعمت بينايي و ديدن اطراف و اكناف خود محروم بودم تا اينكه روزي افتان و خيزان و كورمال خود را روي زمين كشيدم و به سختي به زيارت آرامگاه پدر شما رفته و براي كسب سلامتي خود ، متوسل به مرقد مطهر ابوي مرحوم شما شدم . در آن مزار متبرك آنقدر گريه كردم كه از فرط خستگي ضعف ،‌بيهوش شده ، به خواب عميقي فرو رفتم !
در عالم خواب و رويا ، مردي جليل القدر و نوراني را ديدم كه سراغ من آمد و گفت : ابوالوكيل پدر كريم خان هستم . آنگاه دستي به چشمان من كشيد و گفت برخيز كه تو را شفا دادم !
از خواب كه بيدار شدم ،‌خود را بينا ديدم و جهان تاريك پيش چشمانم روشن شد !
اين همه گريه و زاري امروز من از باب تشكر و قدر داني و سپاسگذاري از والد ماجد شما بود !
مردك حقه باز كه بااداي اين جملات و انجام اين صحنه سازي مطمئن بود كريم خان را خام كرده است ، منتظر دريافت صله و هديه و مرحمتي بودكه مشاهده كرد كريم خان برافروخته شده ، دنبال د‍ژخيم مي گردد !
موقعي كه دژخيم حاضر گرديد كريم خان دستور داد چشمان مرد حقه باز را از حدقه بيرون بكشد !
درباريان و بزرگان قوم زنديه به دست و پاي كريم خان افتادند و شفاعت مرد متملق و چاپلوس را كرده و از وكليل الرعايا خواستند از گناه او در گذرد . كريم خان كه ذاتا آدم رقيق القلبي بود ، خواهش درباريان و اطرافيان را پذيرفت ولي دستور داد مرد متملق را به فلك بسته چوب بزنند !
هنگامي كه نوكران شاه مشغول سياست كردن مرد حقه باز بودند كريم خان خطاب به او گفت :
« مردك پدر سوخته ! پدر من تا وقتي زنده بود در گردنه بيد سرخ ، خر دزدي مي كرد . من كه مقام و مسند شاهي رسیدم عده اي متملق براي خوشايند من و از باب چاپلوسي برايش آرامگاهي ساختند ومقبره اي برپا كردند و آنجا را ((عنيان ابوالوكيل )) ناميدند . اكنون تو چاپلوس دروغگو آمده اي و پدر خر دزد مرا صاحب كرامت و معجزه معرفي مي كني ؟! اگر بزرگان مجلس اجازه داده بودند دوباره چشمانت را در مي آوردم تا بروي براي بار دوم از او چشمان تازه و پر فروغ بگيري !! مردك سرافكنده و شرمسار به سرعت از پيش او رفت و ناپديد شد .

  • بازدید: 2285
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های کوتاه چاپلوسی در دربار کریم خان
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

آب توی دلش تکان نمیخورد

آرام و آهسته حرکت می کند

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • وزوانیان هنوز به زبان پهلوی ساسانی سخن می گویند !
    درسته که گفته میشه همه زبان های محلی ایرانی از یک ریشه هستن و شباهت های زیادی دارن اما اگه از دیدگاه تفاوت نگاه کنیم به نظر بنده به مطالب جالب تر و دسته بندی بهتری میرسیم برای مثال گفتید کردی و لری هم همینطورن در حالیکه اول باید بپرسم کدوم لری؟ لری جنوبی یا شمالی؟ چون همین دو زمین تا آسمون تفاوت دارند . لری شمالی، لکی، کردی، گیلکی و برخی مناطق سمنان ، اصفهان ،قم مرکزی و تاحدودی یزد زبانی شبیه به هم دارند برای مثال در بیشتر این مناطق د رو ذ تلفظ میکنند ( دانم = ذانم) و یا ز رو ژ تلفظ میکنن ( روز ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : محمد


Your SEO optimized title