میهن نما
میهن نما
گفتاورد

زبان پارسی را چه شده است؟ بدین لطیفی و خوبی؛ که آن معانی و لطایف که در پارسی آمده است، در عربی نیامده است.

شمس تبریزی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان داستان های مثنوی چوب خدا و بنده ی خدا
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

مردی به باغی رفته و بر بالای درختی نشسته و زردآلو می چید و میخورد . ناگهان مرد باغدار از راه رسید و بانگ زد : از خدا نمی ترسی که میوه های باغ را می خوری؟ آن مرد همانگونه که زردآلو می خورد گفت : برای چه بترسم ؟ این درخت از آن خدا است و من هم بنده ی خدا ، پس از آن می خورم . باغدار بشتافت و ریسمانی آورد و مرد را به درخت بست . سپس چوب زدن آغاز کرد . مرد زیر ضربه های چوب فریادش بلند شد که : ای مرد از خدا نمی ترسی ؟ باغدار گفت : برای چه بترسم ؟ تو بنده خدایی و این هم چوب خداست و من هم با این چوب خدا ، بنده ی خدا را می زنم .

مولانا

  • بازدید: 695
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title