میهن نما
میهن نما
گفتاورد

الهی قمشه ای

فرهنگ ایران فرهنگ جشن و شادی و خوشی است که می باید آن را پاس بداریم.

دکتر الهی قمشه ای

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

مردی به باغی رفته و بر بالای درختی نشسته و زردآلو می چید و میخورد . ناگهان مرد باغدار از راه رسید و بانگ زد : از خدا نمی ترسی که میوه های باغ را می خوری؟ آن مرد همانگونه که زردآلو می خورد گفت : برای چه بترسم ؟ این درخت از آن خدا است و من هم بنده ی خدا ، پس از آن می خورم . باغدار بشتافت و ریسمانی آورد و مرد را به درخت بست . سپس چوب زدن آغاز کرد . مرد زیر ضربه های چوب فریادش بلند شد که : ای مرد از خدا نمی ترسی ؟ باغدار گفت : برای چه بترسم ؟ تو بنده خدایی و این هم چوب خداست و من هم با این چوب خدا ، بنده ی خدا را می زنم .

مولانا

  • بازدید: 1091
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های مثنوی چوب خدا و بنده ی خدا
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آش نخورده و دهان سوخته

بیگناه بازخواست شدن

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سخنانی از مولانا
    درودفراوان برشماای سره مرد!!باری ای هم میهن ازشمابسی سپاس هم ازبهرجستارهای زیباوآموزنده هم برای این پارسیگویی وبهره گیری ازواژگان ناب وسره پارسی ما ایرانیان وامدار ابرمردانی همچون شماییم!!باری ای دوست هزاران بارسپاس نمایش / پاسخ
    فرستنده : ساسان هخامنشان
تبلیغات


Your SEO optimized title