میهن نما
میهن نما
گفتاورد

روانشاد ذبیح الله صفا

تداوم فعالیت های فرهنگی ایرانیان در بحبوحه حملات و بی ثباتیهای اوضاع در طول قرن های هفتم تا دهم ، نشانه ی آنست که روان روشن و اندیشه ی نیرومند ایرانی حتی در سخت ترین احوال از فعالیت باز نایستاد و در خلال همین روزگاران بود که فرهنگ ایرانی بهمراهی و با دستیاری مهاجمان غیرایرانی از یک طرف به دیوار چین رسید و از جانبی دیگر تا سواحل دریای آدریاتیک را تحت نفوذ خود در آورد و در همان حال تا بنگال شرقی و شبه جزیره ی دکن پیشرفت کرد و مایه ی ظهور شاعران و نویسندگان بزرگی بزبان پارسی گردید .

روانشاد ذبیح الله صفا

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

يك صوفي, سفره‌اي ديد كه خالي است و از درخت آويزان است. صوفي شروع به رقص كرد و از عشق نان و غذاي سفره شادي مي‌كرد و جامه خود را مي‌دريد و شعر مي‌خواند: «نانِ بي‌نان, سفره درد گرسنگي و قحطي را درمان مي‌كند». شور و شادي او زياد شد. صوفيان ديگر هم با او به رقص درآمدند هوهو مي‌زدند و از شدت شور و شادي چند نفر مست و بيهوش افتادند. مردي پرسيد. اين چه كار است كه شما مي‌كنيد؟ رقص و شادي براي سفره بي‌نان و غذا چه معني دارد؟ صوفي گفت: مرد حق در فكر «هستي» نيست. عاشقانِ حق با بود و نبود كاري ندارند. آنان بي سرمايه, سود مي‌برند. آنها , «عشق به نان» را دوست دارند نه نان را. آنها مرداني هستند كه بي‌بال دور جهان پرواز مي‌كنند. عاشقان در عدم ساكن‌اند. و مانند عدم يك رنگ هستند و جانِ واحد دارند.

دکتر محمود فتوحی



  • بازدید: 2251
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های مثنوی رقص صوفی بر سفره خالی
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

دود از سر بلند شدن

شگفت زده شدن

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title