میهن نما
میهن نما
گفتاورد

آرزویم شناساندن ایران باستان است به فرزندان کنونی این سرزمین و از این راه مهر و علاقه ای نسبت به این مرز و بوم برانگیختن و به یاد پارینه به آبادانی این دیار کوشیدن .

روانشاد ابراهیم پور داوود

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی. اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی. پند اول را در دستان تو می‌دهم. اگر آزادم کنی، پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ات بنشینم به تو می‌دهم. پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم. مرد قبول کرد. پرنده گفت:
پند اول اینکه: سخن محال را از کسی باور مکن.
مرد بلافاصله او را آزاد کرد. پرنده بر سر بام نشست...
گفت پند دوم اینکه: هرگز غم گذشته را مخور. برچیزی که از دست دادی حسرت مخور.
پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت: ای بزرگوار! در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم هست. ولی متأسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود. و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی. مرد شکارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد. پرنده با خنده به او گفت: مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟ یا پند مرا نفهمیدی یا کر هستی؟ پند دوم این بود که سخن ناممکن را باور نکنی. ای ساده لوح! همه وزن من سه درم بیشتر نیست، چگونه ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟ مرد به خود آمد و گفت ای پرنده دانا پندهای تو بسیار گرانبهاست. پند سوم را هم به من بگو.
پرنده گفت: آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم؟
پند گفتن با نادان خواب‌آلود مانند بذر پاشیدن در زمین شوره‌زار است.


مثنوی معنوی

  • بازدید: 1767
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

رشته هایمان پنبه شد

کار و کوششمان سودی نداشت

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • سندی تاریخی درباره شیوه حمله اعراب به ایران
    حمله اسكندر، اعراب، مغول ها و تيمور دروغ هستند آگاه باشيد مردم عزيز ابن ها دروغ هايى هستند كه دشمنان تاريخ ايران گفته اند. اسكندر كه ايرانى بود نه يونانى اعراب هم اصلا براى حمله به ايران قدرتى نداشتند و حتى زمانى كه لورنس عرب به عربستان رفت شاهد جنگ هاى وحشتناك بين قبايل بود چنين قومى چگونه ميتوانند ايران را تصرف كنند؟ اگر اسب هاى مغولستان را ببينيد همين كافى است كه به دروغ بودن حمله چنگيز پى ببري... نمایش / پاسخ
    فرستنده : محمدحسين
تبلیغات


Your SEO optimized title