میهن نما
میهن نما
گفتاورد

بهمن سرکاراتی

دوست داشتن ايران يعنى حرمت اين مرز و بوم كهن و مردم آن را نگه‏ داشتن، گذشته خود را خوار نشمردن، ميراث خود را از بين نبردن، و زبان پارسى را كه از اركان هويت ملى است، به الفاظ بيگانه نيالودن. دوست داشتن ايران، يعنى از مرزهاى ميهن خود در برابر تركتازى دشمنان دفاع كردن و از آن مهم تر، از مرزهاى ذهن و جان خود و ذهن و جان فرزندانمان در برابر تهاجم هاى فرهنگى محافظت كردن. دوست داشتن ايران، يعنى دل به مهر ايرانيان باختن و خود را به زى تازى و فرنگى در نياوردن، نام پسران خود را اسكندر و تيمور و اوكتاى و چنگيز ننهادن. دوست داشتن ايران، يعنى آزرم نياكان خود را نگه داشتن.

روانشاد دکتر  بهمن سركاراتى

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 24
بسیار بدبسیار خوب 

خسروپرویز ساسانیخسرو پرویز پس از چیرگی بر بهرام پور گشنسپ ( چوبین ) و ترور وی ، برای انتقام گیری از مردمان شهر ری که همشهریان و یاران بهرام در خیزش او بر ضد پادشاهی خسرو بودند ، دست به کارهای شگفتی می زند که هم شگفت انگیز است و هم هوشمندانه . ناگفته نماند که خسروپرویز با آنکه پادشاهی ناکارآمد و ستمگر بشمار می رود ، پادشاهی هوشمند است که البته بیشتر از هوش خود در راه بد بهره می گیرد .

خسرو به بزرگان دربار فرمان می دهد تا گرداگرد جهان بگردند و نابخردترین و شوم ترین و زشت ترین مرد را برای گماشتن به فرمانروایی ری نزد او آورند !

به دستور گفت آن زمان شهریار          که بدگوهری باید و نابکار

که یک چند باشد به ری مرزبان          یکی مرد بی دانش و بد زبان

...

چنین گفت خسرو که بسیارگوی          نژند اختری بایدم سرخ موی

تنش سرخ و بینی کژ و روی زشت          همان دوزخی روی و دور از بهشت

پس از چندی جستجو ، سرانجام چنین مردی به چنگ می آورند و نزد خسرو می برند و او هم بیدرنگ آن مرد شوربخت را به فرمانروایی و مرزبانی ری می گمارد .

گماشته ی خسرو بنا به درخواست و فرمان خسرو ، برای تنبیه مردمان ری دست به کاری شگفت می زند . او فرمان می دهد همه ی گربه های شهر را گرفته و بکشند ! سپس فرمان می دهد که همه ی ناودان های خانه ها باید شکسته شود !

با این فرمان شگفت پس از چندی خانه ها پر از موش شد و هر چه از خوراکی نزد مردمان بود ، خوراک موشان شد . زیرا دیگر گربه ای نبود که موش ها را شکار کند .

همه خانه از موش بگذاشتند

دل از بوم آباد برداشتند

از دیگر سوی بهنگام باران ناودانی بر پشت بام نبود و خانه ها از آب باران ویران گشت ! چنین بود که خسرو بار دیگر از هوش خود در راه کژ و نادرست بهره گرفت و بی آنکه خونی بر زمین ریخته شود ، ری را ویران و مردمانش را آواره ساخت .

شد آن شهر آباد یکسر خراب

به سر بر همی‌تافتی آفتاب

همه شهر یکسر پر از داغ و درد

کس اندر جهان یاد ایشان نکرد


......................

مهدی زیدآبادی نژاد ( گروه نویسندگان مهرمیهن )

بن مایه : شاهنامه فردوسی

  • بازدید: 3511
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های شاهنامه خسروپرویز و کشتار گربه های ری !
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات


Your SEO optimized title