میهن نما
میهن نما
گفتاورد

سرنوشت با پروردگار است، خشنود به آنم، شکوه نمی کنم، در سختی شکیبایم، بدتر از این سختی نیز باشد و سختی بگذرد، در پناه و یاری پروردگار.

بزرگمهر

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
داستان داستان های شاهنامه ستم انوشیروان ساسانی بر بزرگمهر دانا
میانگین امتیار کاربران: / 13
بسیار بدبسیار خوب 

انوشیروان ساسانیبزرگمهر بختگان دانشمند خردمند و فرهیخته ی روزگار ساسانی بود . وی در زمان پادشاهی خسرو انوشیروان به دربار راه یافت و همواره مشاور شاه در کارهای کشوری بود.روزی انوشیروان به همراه زنی زیبا، راهی شکارگاه می‌شود و در آن جا به خواب می‌رود. در همین هنگام، مرغی سیاه با دیدن بازوبند شاه که آمیخته با جواهرات است  فرود آمده و آن را برمی‌دارد این در حالی است که بزرگمهر شاهد ماجرا است. شاه پس از بیداری، بزرگمهر را طراح توطئه می‌داند و به او بدگمان شده و او را به زندان می افکند .

اما بزرگمهر این دانشمند آزاده ی ایران زمین هرگز خم به ابرو نیاورده و در برابر خسروی بیدادگر سر خم نمی کند . بزرگمهر گناهی مرتکب نشده بود که بخواهد از شاه پوزش بخواهد بنابراین هرگز در برابر شاه تسلیم و سرافکنده نمی شود .
انوشیروان پس از آنکه بزرگمهر را به زندان می افکند روزی احوال و جایگاه او را جویا می شود تا بگمان خود اگر بزرگمهر پوزش بخواهد و در برابر قدرت نمایی شاه تسلیم شود او را از زندان رهایی بخشد ، اما دانای آزادمنش هرگز سر فرود نیاورده و  چنین پاسخ می دهد :

که حال من از حال شاه جهان                فراوان به است آشکار و نهان

پاسخ صریح بزرگمهر شاه خودکامه را خشمگین می کند  . کسری فرمان می دهد تنوری آهنین و تنگ بسازند که دور تا دور آن را میخ و پیکان پر کرده باشد . سپس بزرگمهر را در آن می افکنند و در تنور را با آهن می پوشانند !

ز پاسخ بر آشفت و شد چون پلنگ            ز آهن تنوری بفرمود تنگ
ز پیکان و از میخ گرد اندرش                  هم از بند آهن نهفته سرش

بزرگمهر دانا اینبار در تنوری تنگ جای گرفته بود که حتی نمی توانست لحظه ای بخوابد !

نبد روزش آرام و شب جای خواب            تنش پر ز سختی دلش پرشتاب

انوشیروان دگربار فرستاده ای نزد او می فرستد تا بداند آیا با این همه رنج و سختی سرانجام تسلیم خواهد شد  و سر فرود می آورد. بزرگمهر به فرستاده چنین پاسخ می دهد :

چنین داد پاسخ بمرد جوان                 که روزم به از روز نوشین روان

نوشین روان از شنیدن این سخنان بسیار آشفته می گردد و یک مرد دانا بهمراه یک دژخیم ( جلاد) را بنزد بزرگمهر می فرستد و می گوید اگر با مرد دانا همداستان شدی و پوزش خواستی که هیچ وگرنه دژخیم سرت را از تنت برخواهد داشت :

وگرنه که دژخیم با تیغ تیز                نماید تو را گردش رستخیز !

پیام شاه از سوی مرد دانا به بزرگمهر می رسد و او در پاسخ به تهدید شاه در کمال آزادمنشی می گوید :

چه با گنج و تختی چه با رنج سخت                    ببندیم هر دو بناکام رخت
نه این پای دارد بگیتی نه آن                          سرآیدهمی نیک و بد بی‌گمان
ز سختی گذر کردن آسان بود                         دل تاجداران هراسان بود !

انوشیروان با شنیدن این سخنان از کرده ی خویش پشیمان می شود و بزرگمهر را از زندان تاریک آزاد می کند ولی غرورش اجازه نمی دهد او را به جایگاه پیشین بازگرداند . اما بر اثر سختیهای روزهای حبس حکیم دانا فرسوده شده و بینایی چشمش را از دست می دهد:

برین نیز بگذشت چندی سپهر                    پر آژنگ شد روی بوزرجمهر
دلش تنگ تر گشت و باریک شد                 دو چشمش ز اندیشه تاریک شد

بزرگمهر بر اثر سختی ها و شکنجه های بسیاری که از سوی انوشیروان بر وی وارد آمد، سرانجام یک ماه پس از مردن انوشیروان، درگذشت.

پس از شه به یک ماه بوزرجمهر             بپوشید در پرده ی خاک چهر

فردوسی بزرگ در این داستان به زیبایی داستان تلخ رویایی دارندگان قدرت و صاحبان اندیشه و خرد را که بارها در تاریخ این خاک تکرار شده ترسیم می کند.

روان بزرگمهر دانا ، شاد باد...
بکوشش مهدی زیدآبادی نژاد ( گروه نویسندگان مهرمیهن )

  • بازدید: 5143
 

دیدگاه ها 

 
-5 #1 عباس 05 آبان 1392 ساعت 00:31
آیا این انوشیروان همان انوشیروان دادگر است؟
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-5 #2 رامتین 05 آبان 1392 ساعت 11:45
گفتاورد عباس:
آیا این انوشیروان همان انوشیروان دادگر است؟


اره عباس . انوشیروان دادگر نبود و کارهای عادلانه ای هم نکرد . این لقب رو اطرافیان پاچه خوارش بهش دادن
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
-5 #3 عباس 07 آبان 1392 ساعت 01:21
مرسی رامتین جان
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+4 #4 احسان 23 آذر 1392 ساعت 01:14
انوشیروان دادگر بود فرضا که انوشیروان این کار را کرده باشه.

ایا هیچ کس در زندگی اشتباه نمیکنه؟
ایا خود ما تا حالا اشتباه نکردیم؟
به نظر من بزرگمهر میتونست اصل قضیه را توضیح بده تا این همه زجر را هم نکشه.
زنده باد روح انوشیروان دادگر
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+6 #5 نعمت 12 اردیبهشت 1393 ساعت 00:50
این کارها در مقابل دادگریش ناچیز بود شما میتوانی بین دوفرزند خودت عدالت برقرار کنی چه رسد به یک کشور با تنوع سلیقه واحتمال حمله هرروزه دشمنان وحیله دشمنان دوست نما
پاسخ دادن به این دیدگاه
 
 
+3 #6 اریوبررن سرافرار 12 شهریور 1394 ساعت 01:26
اصلا مکرمیشه انوشیروان دادکر همجین کاری بکنه.با عقل جوردرنمیاد.شاهی که ‍‍‍‍ انقدر قدرت وثروت دستش هست که باازدست دادن یک زنجیرازخودبیخودبشه؟این حرفهافقط برای تخریب شاه بزرک ایران است که دربزرکی ودادکری او هیج شکی نیست.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گذاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

نابرده رنج،گنج میسر نمی شود

برای رسیدن به دستاوردهای بزرگ باید سختی و رنج فراوان کشید

پیشنهاد
تبلیغات
تبلیغات
پیام های کاربران
  • شگفتیهای شهر سوخته
    اینا ایران ساختن ولی حالاچی سیستان بزرگ به فراموشی رفته ما بعداز مرگ مون چه طوری جلوی جدمون سرمون بالا بگیریم نمایش / پاسخ
    فرستنده : سیستان
تبلیغات


Your SEO optimized title