میهن نما
میهن نما
گفتاورد

شهید خلبان غفور جدی اردبیلی

برایم مهم نیست چه اتفاقی افتاده و یا قرار است بیفتد، دینی به مملکتم دارم که باید آن را ادا نمایم. درجه‌هایم را هم نمی‌خواهم فقط می‌خواهم بجنگم .دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد.

جانسپار میهن - خلبان غفور جدی اردبیلی

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 2
بسیار بدبسیار خوب 

سرکش رامش‌گر، سرپرست نوازندگان و خوانندگان دربار خسروپرویز بود. باربد موسیقی‌دان، برای راه‌یابی به دربار، به پایتخت ساسانیان آمد ولی سرکش به سربازان رشوه داد تا او را راه ندهند. باربد که ناامید شده بود، با باغبان باغی که خسروپرویز دو هفته از نوروز را در آن می‌گذراند هم‌دستی کرد و با سازهای خود در درون درخت سروی، در نزدیکی جشن‌گاه شاه پنهان شد.
هنگام غروب زمانی که خسروپرویز سری گرم از باده داشت، از نهان‌گاه خویش آهنگی نغز به نام «دادآفرید» نواخت، که باعث شد دمی همگان بی‌هوش گردند و زمانی که به هوش آمدند هر چه گشتند نوازنده را نیافتند. این بار باربد، ساز رود را دگرگونه نواخت و سرودی به نام «پیکار» برآورد و این بار نیز کسی را نیافتند. بار دیگر در زمانی درخور، آهنگی با نام «سبز بر سبز» ساز کرد و سرانجام با خواهش خسروپرویز به بیرون خرامیده و به پیش شاه رفت و داستان خود را بازگو کرد و سپس باربد، سرپرست رامش‌گران و از مهتران دربار شد.

ساده نویسی : کورش محسنی

  • بازدید: 1943
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست داستان داستان های شاهنامه راهیابی باربد به دربار خسروپرویز
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

ترحم بر پلنگ تیز دندان ، ستم کاری بود بر گوسفندان

رحم آوردن بر بدان ، ستم است بر نیکان

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
تبلیغات


Your SEO optimized title