میهن نما
میهن نما
گفتاورد

فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید.

فردوسی بزرگ

کاربردی
پیشنهاد ویژه

سر و ته یک کرباس اند

همگی مانند هم اند

 

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

کار از کار گذشت

 

مرد رود است و زن رودبند

سرمایه ی مرد مانند یک رود است و زن باید مانند یک رودبند این سرمایه را نگهداری کند

(این داستانزد پندی است به تازه عروسها تا ارزش سرمایه های زندگی خود را بدانند)

 

زمستان رفت ، روسیاهی به زغال ماند

با این که یاری نکرد ، کار چنان که شایسته بود انجام گرفت و روسیاهی اش برای او ماند

 

خودش را به آب و آتش می زند

بیش از اندازه کوشش می کند

 

هر چیز که خار آید یک روز به کار آید

چیزی که امروز به کارمان نمی آید را نباید دور بیندازیم  ، شاید روزی به کار بیاید و آنگاه خود را برای دورانداختن آن سرزنش می کنیم

 

دیواری از ما کوتاه تر پیدا نکرده است

ما را از همه ناتوان تر یافته و به ما ستم می کند

 

یک ها (بله) به سد بلا و یک نه به سد آسان

گاهی نه گفتن ما را از دردسرهای فراوانی رهایی می بخشد و گاهی یک آری گفتن ما را به دردسرهای بسیاری گرفتار می کند.

 
برگ نخست داستانزد


Your SEO optimized title