میهن نما
میهن نما
گفتاورد

محمدکاظم کاظمی

ما خودمان را با جامعه ایران، همزبان و هم کیش و هم دل و همراه می‌بینیم. ببینید که چقدر از هموطنان ما در جبهه جنگ تحمیلی شهید شده اند و همین الان هم در سوریه می‌جنگند، چند نفر از مهاجران با سختی ها و دشواری های زیاد، در سال‌های سخت، برای سازندگی و بازسازی کشور کار کردند. ما احساس می‌کنیم که جامعه ایران برای ما نزدیک ترین هستند، اگر از مهاجران افغان هم بپرسید که نزدیک ترین کشور به شما کدام است، می‌گویند ایران.

محمدکاظم کاظمی سراینده ی افغان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 1
بسیار بدبسیار خوب 

سيد کريم اميري فيروزکوهي شاعر و اديب نامي معاصر، به سال ۱۲۸۸ شمسي در فيروزکوه زاده شد. در هفت سالگي با پدرش به تهران رفت و همزمان با تحصيل در مدرسه به فراگرفتن ادب، منطق و فلسفه، کلام، فقه و اصول پرداخت. اميري از همان آغاز به موسيقي و شعر و ادب علاقه داشت و سرانجام همين راه را برگزيد و در موسيقي و شعر به مرتبه والايي رسيد. وي، بعدها تخلص امير را اختيار کرد، از همان آغاز مريض حال بود و به قول خودش به پيري زودرس گرفتار آمد. اگر در شعر او شکوه از پيري بيشتر از ساير مظاهر حيات ديده ميشود، نتيجه همين شکستگي و بيماري دامنگير است. بيشتر اشعار او بعد از پنجاه سالگي سروده شده است. اميري در انجمنهاي ادبي سراسر کشور شناخته بود و با اغلب آنها ارتباط نزديک داشت. وي به سال ۱۳۶۳ در تهران درگذشت.
اميري از معتقدان و دوستداران شعر صائب تبريزي بود به همين دليل در اشعار وي تامل بسيار کرد و بر ديوان وي که خودش به چاپ رسانيد مقدمه مفصلي نوشت. سبک صائب را سبک اصفهاني مي نامند و با اصرار از به کار بردن صفت هندي- که ديگران براي اين سبک به کار ميبردند- اجتناب مي ورزيد. خود او هم بر شيوه صائب شعر مي گفت و همان نازک خياليها و مضمون آفرينيهاي عصر صائب را به کار مي گرفت وي در قالبهاي ديگر غير از غزل هم استاد بود. قصيده و ترکيب بند نيکو مي سرود. به ويژه مرثيه ها و اخوانيات او لطف و جاذبه ديگري داشت. بر غم غزل، در قصيده بيشتر شيوه خراساني داشت و برطريق خاقاني و ناصر خسرو و مسعود سعد و انوري مي رفت. از تازه هاي طبع او منظومه اي خواب است که به صورت دوبيتي پيوسته در سال ۱۳۴۸ سروده است در شعر او شکوه از زندگي و گلايه از روزگار بسيار از ناپايداري زمانه، از ناکاميهاي فردي و رنج و دردهاي شاعرانه براي خواننده بسيار مي گويد. مويه او بر سرگذشت آدم خاکي نهاد و گذران بودن جهان است که سزاوار دلبستگي و درنگ نيست.

  • بازدید: 1716
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


برگ نخست سرایندگان سید کریم امیری فیروزکوهی
تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

از سیر تا پیاز چیزی خبر داشتن

آگاهی کامل از چیزی

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • چرا پارسه را تخت جمشید خواندند؟
    دوست عزیز جمشید پادشاه اسطوره ای است و میتونه چنین شخصی وجود نداشته باشه...جمشید پادشاه پیشدادی بوده درست مثل هوشنگ که اتش را اختراع کردوو میتونه اشاره به مردمی کهن داشه باشه که بعدها به صورت شخص چون جمشید نمود پیدا کرده...در هر صورت اسطوره داستان شفاهی مردمیست که باید بحث شه که ریشه اش چه بوده...و فرق داره با اثاری که مستقیم به چشم دیده میشن.. نمایش / پاسخ
    فرستنده : بانو
تبلیغات


Your SEO optimized title