میهن نما
میهن نما
گفتاورد

اسماعیل آذر

زمانی که از ایران خارج می‌شوم بعد از چند روز بغض گلویم را می‌فشارد. با این که شرایط تحصیل و تدریس در چندین دانشگاه با امتیازات خوب دنیا برایم مهیا شد ولی تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم بیش از حداکثر 30 روز ایران را ترک کنم.

اسماعیل آذر

کاربردی
پیشنهاد ویژه

ملک الشعرا .بهار فرزند ميرزا محمدكاظم صبوري- ملك الشعراي آستان قدس رضوي- به تاريخ هجدهم آذرماه سال يكهزار و دويست و شصت و پنج در مشهد متولد شد. تحصيلات خود را چهار سال بعد از تولد به صورت متداول روز در مكتب خانه آغاز كرد. در سال ۱۲۷۲ با شاهنامه از طريق پدر خود آشنا شد و در همين سال اولين شعر خود را در بحر شاهنامه سرود و از پدر خود جايزه دريافت كرد. از سال ۱۲۷۳ تا ۱۲۷۸ تحصيلاتش را در مدرسه ادامه داد. او علاوه بر مدرسه در محفل پدرش نيز مي آموخت. در سال ۱۲۸۰ پدر كه هميشه مربي و مشوق او است به ناگهان تغيير عقيده داده او را از شاعري منع و به كاسبي تشويق كرد كه به نظر مي آيد به دليل وضعيت نامطلوبي كه شاعران به خصوص در آن دوره داشته اند پدر از آينده فرزند خود مي ترسيد و به همين دليل او را از سرودن شعر منع مي كرد. اما با وجود اين او دنباله كار شعر را رها نكرد. در سال ۱۲۸۳ پدر به ناگهان فوت شد و مسئوليت سرپرستي خانواده به روش بهار افتاد ولي او تحصيلات ادبي خود را با وجود تمام مشكلاتي كه داشت ادامه داد و خود را به عنوان شاعر تراز اول در محافل ادبي خراسان تثبيت كرد و در همين سال لقب پدرش- ملك الشعرايي آستان قدس- را از مظفرالدين شاه دريافت كرد.

در سال ۱۳۲۹ مجدداً بيماري سل و اوره در او بروز كرد. در اين سال دولت پاكستان از او دعوت رسمي به عمل آورده بود كه او به علت بيماري اين دعوت را رد كرد. همچنين به رياست او در تهران «جمعيت ايراني هواداران صلح» تشكيل شد و با وزارت فرهنگ نيز قراردادي براي تأليف كتاب «سبك شناسي شعر فارسي» بست كه به علت بيماري ناتمام ماند. در يكم اسفند ماه همين سال پيام به دانشجويان و در ۲۹ اسفند پيامي به جوانان ايراني داد. در اواخر اين سال قصيده «جغد جنگ» آخرين قصيده زندگي خود را در ستايش صلح سرود. سرانجام در اول ارديبهشت ماه سال ۱۳۳۰ ساعت ۸ صبح در خانه مسكوني خود به زندگي سراسر كوشش و رنج خود پايان داد. در ساعت ۴ بعدازظهر روز دوم ارديبهشت جنازه او از مسجد سپهسالار تا گورستان ظهير الدوله در شميران تشييع شد و در همانجا به خاك سپرده شد. در ۱۳ اسفند ماه ۱۳۳۱ پس از مرگ او قصيده «جغد جنگ» براي اولين بار در روزنامه «مصلحت» چاپ شد و در سال ۱۳۳۵ نيز نخستين چاپ ديوان اشعار او به كوشش برادرش دكتر محمد ملك زاده صورت پذيرفت.


نمونه هایی از شعر بهار

مرغ سحر ناله سر کن----- داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار، این قفس را----- برشکن و زیر و زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ----- نغمه آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه این خاک توده را----- پر شرر کن، پر شرر کن

ظلم ظالم، جور صیاد----- آشیانم داده بر باد

ای خدا، ای فلک، ای طبیعت----- شام تاریک ما را سحر کن

ای خدا، ای فلک، ای طبیعت----- شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است، گل به بار است----- ابر چشمم ژاله بار است

این قفس چون دلم----- تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین----- دست طبیعت گل عمر مرا مچین

جانب عاشق نگه ای تازه گل از این----- بیشتر کن، بیشتر کن، بیشتر کن

مرغ بی دل، شرح هجران----- مختصر کن مختصر کن مختصر کن

***

برخیزم و زندگی ز سرگیرم ----- وین رنج دل از میانه برگیرم

باران شوم و به کوه و در بارم----- اخگر شوم و به خشک و تر گیرم

زان نی شرری به پا کنم وز وی----- گیتی را جمله در شرر گیرم

  • بازدید: 2032
 

دیدگاه ها 

 
0 #1 مهرزاد 04 خرداد 1390 ساعت 22:20
زندگی نامه های کاملی تهیه کرده اید . سپاس و با عرض پوزش یک پیشنهاد: در انتهای هر زندگی نامه چند بیت از شعرهای شعرا را نیز اگر بگذارید، فکر می کنم زیباتر باشد.
پاسخ دادن به این دیدگاه
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ از شما می خواهیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ پرسشهای خود را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه ها پس از بررسی (از 1 تا 72 ساعت) نمایش داده می شود.


برگ نخست سرایندگان ملک الشعرا بهار
گفتگو و پرسش و پاسخ
داستانزد ایرانی

جان کسی را بر لب آوردن

کسی را مدت زیاد در انتظار گذاشتن

پیشنهاد
دیدگاه کاربران
  • وزوانیان هنوز به زبان پهلوی ساسانی سخن می گویند !
    درسته که گفته میشه همه زبان های محلی ایرانی از یک ریشه هستن و شباهت های زیادی دارن اما اگه از دیدگاه تفاوت نگاه کنیم به نظر بنده به مطالب جالب تر و دسته بندی بهتری میرسیم برای مثال گفتید کردی و لری هم همینطورن در حالیکه اول باید بپرسم کدوم لری؟ لری جنوبی یا شمالی؟ چون همین دو زمین تا آسمون تفاوت دارند . لری شمالی، لکی، کردی، گیلکی و برخی مناطق سمنان ، اصفهان ،قم مرکزی و تاحدودی یزد زبانی شبیه به هم دارند برای مثال در بیشتر این مناطق د رو ذ تلفظ میکنند ( دانم = ذانم) و یا ز رو ژ تلفظ میکنن ( روز ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : محمد


Your SEO optimized title