میهن نما
میهن نما
گفتاورد

دکتر صفر عبدالله

منش ایرانی ، زبان پارسی ، نوروز و مهرگان و سده ، عامل مشترک همه ی ایرانی تبارهای جهان از نیمه ی غربی هند تا مناطق کردنشین سوریه است.به رغم لاتین شدن الفبای ترکیه، نزدیک به ربع واژه های زبان این جمهوری ریشه پارسی دارد و تا قرن نوزدهم زبان پارسی در هندوستان و قلمرو عثمانی رایج و رسمی بود و چند امپراتور عثمانی پارسی گو بودند و به پارسی شعر می گفتند. منش ایرانی که در دنیا شاخص است عبارت است از: آزاده بودن، مستعد فراگیری دانش و پیشرفت، دارای هوش سرشار و توان بیش از حد متعارف در اندیشیدن، سخاوت و دست و دل بازی، شرمگین بودن و نجابت. بنابراین تاجیک یعنی ایرانی .

دکتر صفر عبدالله ، دانشمند بزرگ تاجیکستان

کاربردی
تبلیغات
شاهنامه ی فردوسی
تبلیغات
میانگین امتیار کاربران: / 0
بسیار بدبسیار خوب 

صبح روز پانزدهم اسفند ماه ۱۳۴۵ هنگامى که باماشین‏ سوارى از اصفهان عازم تهران بودم، خبر اندوهبار در گذشت دکتر محمد مصدق را در چهاردهم اسفند شنیدم در طى راه این ترجیع‏بند را در سوگ آن شادروان سرودم.

در تهران نسخه‏ هاى این شعر تکثیر شد و در جمع علاقمندان انتشار یافت.

درگذشت دکتر محمد مصدق
رهبر نهضت ملى ایران


برفت آن کس که سالار وطن بود
وطن را زُبده سالارى کهن بود
برفت آن کس که در دل‏هاى مشتاق
گرامى همچو روح اندر بدن بود
برفت آن کس که در اقلیم خاور

برفت آن کس که بهر پاس میهن
مر او را پیرهن بر تن کفن بود
دریغا کز چمنزار وطن رفت!
کسى کو باغبان این چمن بود
پس از «گاندى» بریطانى شکن بود
صدارت را براى مملکت خواست
وکالت را اساس انجمن بود
بنالید اى وطنخواهان بنالید!
رخ از ماتم به خاک و خون بمالید

دریغا کاین چنین مرد از جهان رفت
مهین سالار ملت از میان رفت
دریغا کآن مهین دستور اعظم
به دستور اجل زین خاکدان رفت

گرامى نخلبند باغ کشور
دل افکار و نژند از بوستان رفت
قیامش داستان شد اندر آفاق
دریغ آن قهرمان داستان رفت
چو رفت آن آهنین مرد توانا
ز دل‏ها تاب و از جان‏ها توان رفت
برفت از دار فانى رهبر ما
ولى با نام نیک جاودان رفت
بنالید اى وطنخواهان بنالید
رخ از ماتم به خاک و خون بمالید

کنون کشور به جز ماتم‏سرا نیست
که ملت را گرامى پیشوا نیست
کنون در ماتم فرزانه دستور
به خلوتگاه دل‏ها جز عزا نیست
کنون در سوگ سالار کهنسال
جوانان را سر شور و نوا نیست
(مصدق) رفت و گلزار وطن را
دگر سرسبزى و لطف و صفا نیست
هزاران دل شکست از مرگ وى لیک
شکستِ شیشه‏ى دل را صدا نیست
بنالید اى وطنخواهان بنالید
رخ از ماتم به خاک و خون بمالید

مصدق، رفتى و دل‏ها شکستى
ز قیدِ محنت ایام، رستى
به سوک خویشتن خرد و کلان را
دل از اندوهِ جانفرساى، خستى
به جز عشق وطن هر رشته‏اى را
ز پیوند تعلق‏ها، گسستى!
تو را بى‏حدّ و حصر آزار دادند
که تا این حد چرا ایران پرستى؟
رقیبانت هنوز اندیشناکند
پس از مرگت هم انگارند هستى!
کنون بر عرش اعلا دیده بگشاى
کزین دو نپایه دنیا دیده بستى!
بنالید اى وطنخواهان بنالید
رخ از ماتم به خاک و خون بمالید

«مصدق» گرچه ما دمساز دردیم
به سوگت همنواى آه سردیم
ولیکن در رکاب نهضت تو
به چالاکى شتابان همچو گَردیم
بدان جانب که ما را ره نمودى
شتابان رهسپار و رهنوردیم

به زور بازوى گُردانه گُردیم
به عزم و همت مردانه مردیم
نحیفیم ار بصورت همچو شمشیر
به معنا همچو شیر اندر نبردیم
همه با ملت ایران هم آهنگ
بتکریم تو در هر سالگردیم
بنالید اى وطنخواهان بنالید
رخ از ماتم به خاک و خون بمالید

استاد ادیب برومند

  • بازدید: 1998
 

دیدگاه خود را بنویسید

▒ خواهشمندیم :
◄ دیدگاه های خود را در پیوند با همین جستار بنگارید.
◄ برای سپاسگزاری یا گله گزاری از جستار ، از امتیازدهی بهره ببرید.
◄ از فرستادن دیدگاه های همانند (تکراری) بپرهیزید.
◄ چنانچه پرسشی دارید آن را در انجمن پرسش و پاسخ برشمارید.
--------------------------------------------------------
√ مهرمیهن در ویرایش دیدگاه ها آزاد است.
√ دیدگاه های شما پس از بررسی نمایش داده می شود.


تبلیغات
تبلیغات
گفتگو و پرسش و پاسخ
تبلیغات
داستانزد ایرانی

آبادی میخانه ز ویرانی ماست

اگر فساد زیاد میشود مقصر خود ما هستیم

پیشنهاد
تبلیغات
پیام های کاربران
  • نبرد شاپور ذوالاکتاف با عربان
    دو قرن سکوت که قضیه اش مشخصه نویسنده اش خودش هم بعداً گفت این منابع این کتاب معتبر نیست تاریخ طبری نمی دونم چطور بعضیها به تاریخ طبری استناد میکنند طبری نه مورخ بود و نه کتیبه خوان طبری وقتی واقعه شاپور را گفته چند صد سال از اون قضیه گذشته بوده ، بعنی طبری اون قدر از تاریخ اون زمان میدونسته که آدم عادی این دوره میدونه ، شاید هم ماها بیشتر از او به واسطه کتیبه ها و ترقّيِ علم و تاریخ و کتیبه خوانی ... نمایش / پاسخ
    فرستنده : آزاد
تبلیغات


Your SEO optimized title